هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از شراب به عنوان نمادی از رنج و عشق یاد میکند و به جستجوی معنا در وجود انسان اشاره دارد. او از بتها و صنمها انتقاد میکند و تنها عشق حقیقی را میستاید. شاعر همچنین به تغییر و تحول درونی خود اشاره کرده و از دوری راه و سختیهای آن سخن میگوید.
رده سنی:
18+
محتوا شامل مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری دارد. همچنین استفاده از نمادها و استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامفهوم باشد.
شراب میکدهٔ من نه یادگار جم است
شراب میکدهٔ من نه یادگار جم است
فشردهٔ جگر من به شیشهٔ عجم است ۱
چو موج می تپد آدم به جستجوی وجود
هنوز تا به کمر در میانهٔ عدم است ۲
بیا که مثل خلیل این طلسم در شکنیم
که جز تو هر چه درین دیر دیده ام صنم است ۳
اگر به سینهٔ این کائنات در نروی
نگاه را به تماشا گذاشتن ستم است ۴
غلط خرامی ما نیز لذتی دارد
خوشم که منزل ما دور و راه خم بخم است ۵
تغافلی که مرا رخصت تماشا داد
تغافل است به از التفات دمبدم است ۶
مرا اگرچه به بتخانه پرورش دادند
چکید از لب من آنچه در دل حرم است ۷
فشردهٔ جگر من به شیشهٔ عجم است ۱
چو موج می تپد آدم به جستجوی وجود
هنوز تا به کمر در میانهٔ عدم است ۲
بیا که مثل خلیل این طلسم در شکنیم
که جز تو هر چه درین دیر دیده ام صنم است ۳
اگر به سینهٔ این کائنات در نروی
نگاه را به تماشا گذاشتن ستم است ۴
غلط خرامی ما نیز لذتی دارد
خوشم که منزل ما دور و راه خم بخم است ۵
تغافلی که مرا رخصت تماشا داد
تغافل است به از التفات دمبدم است ۶
مرا اگرچه به بتخانه پرورش دادند
چکید از لب من آنچه در دل حرم است ۷
قالب: غزل/قصیده/قطعه
تعداد ابیات: ۷
۴۹۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:از نوا بر من قیامت رفت و کس آگاه نیست
گوهر بعدی:لاله صحرایم از طرف خیابانم برید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.