هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از احساس غربت، دوری از خویشتن و جستجوی معنای زندگی سخن میگوید. او از طبیعت، تنهایی و دردهای درونی خود میگوید و به دنبال چارهای برای رهایی از این حالات است.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عمیق عرفانی و روانشناختی است که درک آن برای سنین پایینتر دشوار بوده و ممکن است نیاز به تجربه و بلوغ فکری بیشتری داشته باشد.
لاله صحرایم از طرف خیابانم برید
لاله صحرایم از طرف خیابانم برید
در هوای دشت و کهسار و بیابانم برید ۱
روبهی آموختم از خویش دور افتاده ام
چاره پردازن به آغوش نیستانم برید ۲
در میان سینه حرفی داشتم گم کرده ام
گرچه پیرم پیش ملای دبستانم برید ۳
ساز خاموشم نوای دیگری دارم هنوز
آنکه بازم پرده گرداند پی آنم برید ۴
در شب من آفتاب آن کهن داغی بس است
این چراغ زیر فانوس از شبستانم برید ۵
من که رمز شهریاری با غلامان گفته ام
بندهٔ تقصیر وارم پیش سلطانم برید ۶
در هوای دشت و کهسار و بیابانم برید ۱
روبهی آموختم از خویش دور افتاده ام
چاره پردازن به آغوش نیستانم برید ۲
در میان سینه حرفی داشتم گم کرده ام
گرچه پیرم پیش ملای دبستانم برید ۳
ساز خاموشم نوای دیگری دارم هنوز
آنکه بازم پرده گرداند پی آنم برید ۴
در شب من آفتاب آن کهن داغی بس است
این چراغ زیر فانوس از شبستانم برید ۵
من که رمز شهریاری با غلامان گفته ام
بندهٔ تقصیر وارم پیش سلطانم برید ۶
قالب: غزل/قصیده/قطعه
تعداد ابیات: ۶
۵۲۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شراب میکدهٔ من نه یادگار جم است
گوهر بعدی:سخن تازه زدم کس بسخن وا نرسید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.