هوش مصنوعی:
این متن شعری عرفانی و فلسفی است که در آن شاعر به دنبال پاسخهایی برای سوالات عمیق وجودی و معنوی است. او از آسمان و ستارگان، از گذشته و حال، و از مفاهیمی مانند حرم، مکتب، و میخانه سخن میگوید. شاعر به دنبال درک حقیقت است و از ظواهر دنیوی فراتر میرود.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و زبان ادبی بالا نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
تو کیستی ز کجائی که آسمان کبود
تو کیستی ز کجائی که آسمان کبود
هزار چشم براه تو از ستاره گشود ۱
چه کویمت که چه بودی چه کرده ئی چه شدی
که خون کند جگرم را ایازی محمود ۲
تو آن نئی که مصلی ز کهکشان میکرد
شراب صوفی و شاعر تر از خویش ربود ۳
فرنگ اگرچه ز افکار تو گره بگشاد
به جرعه دگری نشئه ترا افزود ۴
سخن ز نامه و میزان دراز تر گفتی
به حیرتم که نبینی قیامت موجود ۵
خوشا کسی که حرم را درون سینه شناخت
دمی تپید و گذشت از مقام گفت و شنود ۶
از آن بمکتب و میخانه اعتبارم نیست
که سجده ئی نبرم بر در جبین فرسود ۷
هزار چشم براه تو از ستاره گشود ۱
چه کویمت که چه بودی چه کرده ئی چه شدی
که خون کند جگرم را ایازی محمود ۲
تو آن نئی که مصلی ز کهکشان میکرد
شراب صوفی و شاعر تر از خویش ربود ۳
فرنگ اگرچه ز افکار تو گره بگشاد
به جرعه دگری نشئه ترا افزود ۴
سخن ز نامه و میزان دراز تر گفتی
به حیرتم که نبینی قیامت موجود ۵
خوشا کسی که حرم را درون سینه شناخت
دمی تپید و گذشت از مقام گفت و شنود ۶
از آن بمکتب و میخانه اعتبارم نیست
که سجده ئی نبرم بر در جبین فرسود ۷
قالب: غزل/قصیده/قطعه
تعداد ابیات: ۷
۴۵۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:من هیچ نمی ترسم از حادثهٔ شب ها
گوهر بعدی:دیار شوق که درد آشناست خاک آنجا
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.