هوش مصنوعی:
این شعر به موضوعاتی مانند وطنپرستی، دین، آزادی، و هویت ملی میپردازد. شاعر از مکر و فن لرد مغرب انتقاد میکند و بر اهمیت تعلیم وطن برای اهل دین تأکید دارد. او از جداییطلبی و نفاق انتقاد کرده و بر وحدت و آگاهی از خود تأکید مینماید. همچنین، شاعر به ماهیت دین و رهایی از قید و بندهای مادی اشاره میکند و بر برتری روح و حرکت به سوی تعالی تأکید دارد. در بخش دیگری، او به نقش خاک و وطن در شکلگیری ملتها میپردازد و ارتباط عمیق اهل وطن با سرزمینشان را بیان میکند. در نهایت، شاعر به حرکت خورشید از مشرق اشاره کرده و نمادی از آزادی و رهایی از قید شرق و غرب ارائه میدهد.
رده سنی:
15+
مفاهیم عمیق فلسفی، انتقادی و عرفانی موجود در شعر ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات سیاسی و اجتماعی نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد که معمولاً از نوجوانی به بعد شکل میگیرد.
دین و وطن
لرد مغرب آن سراپا مکر و فن
اهل دین را داد تعلیم وطن ۱
او بفکر مرکز و تو در نفاق
بگذر از شام و فلسطین و عراق ۲
تو اگر داری تمیز خوب و زشت
دل نبندی با کلوخ و سنگ و خشت ۳
چیست دین برخاستن از روی خاک
تا ز خود آگاه گردد جان پاک ۴
می نگنجد آنکه گفت الله هو
در حدود این نظام چار سو ۵
پر که از خاک و برخیزد ز خاک
حیف اگر در خاک میرد جان پاک ۶
گرچه آدم بردمید از آب و گل
رنگ و نم چون گل کشید از آب و گل ۷
حیف اگر در آب و گل غلطد مدام
حیف اگر برتر نپرد زین مقام ۸
گفت تن در شو بخاک رهگذر
گفت جان پهنای عالم را نگر ۹
جان نگنجد در جهات ای هوشمند
مرد حر بیگانه از هر قید و بند ۱۰
حر ز خاک تیره آید در خروش
زانکه از بازان نیاید کار موش ۱۱
آن کف خاکی که نامیدی وطن
اینکه گوئی مصر و ایران و یمن ۱۲
با وطن اهل وطن را نسبتی است
زانکه از خاکش طلوع ملتی است ۱۳
اندرین نسبت اگر داری نظر
نکته ئی بینی ز مو باریک تر ۱۴
گرچه از مشرق برآید آفتاب
با تجلی های شوخ و بی حجاب ۱۵
در تب و تاب است از سوز درون
تا ز قید شرق و غرب آید برون ۱۶
بر دمد از مشرق خود جلوه مست
تا همه آفاق را آرد بدست ۱۷
فطرتش از مشرق و مغرب بری است
گرچه او از روی نسبت خاوری است ۱۸
اهل دین را داد تعلیم وطن ۱
او بفکر مرکز و تو در نفاق
بگذر از شام و فلسطین و عراق ۲
تو اگر داری تمیز خوب و زشت
دل نبندی با کلوخ و سنگ و خشت ۳
چیست دین برخاستن از روی خاک
تا ز خود آگاه گردد جان پاک ۴
می نگنجد آنکه گفت الله هو
در حدود این نظام چار سو ۵
پر که از خاک و برخیزد ز خاک
حیف اگر در خاک میرد جان پاک ۶
گرچه آدم بردمید از آب و گل
رنگ و نم چون گل کشید از آب و گل ۷
حیف اگر در آب و گل غلطد مدام
حیف اگر برتر نپرد زین مقام ۸
گفت تن در شو بخاک رهگذر
گفت جان پهنای عالم را نگر ۹
جان نگنجد در جهات ای هوشمند
مرد حر بیگانه از هر قید و بند ۱۰
حر ز خاک تیره آید در خروش
زانکه از بازان نیاید کار موش ۱۱
آن کف خاکی که نامیدی وطن
اینکه گوئی مصر و ایران و یمن ۱۲
با وطن اهل وطن را نسبتی است
زانکه از خاکش طلوع ملتی است ۱۳
اندرین نسبت اگر داری نظر
نکته ئی بینی ز مو باریک تر ۱۴
گرچه از مشرق برآید آفتاب
با تجلی های شوخ و بی حجاب ۱۵
در تب و تاب است از سوز درون
تا ز قید شرق و غرب آید برون ۱۶
بر دمد از مشرق خود جلوه مست
تا همه آفاق را آرد بدست ۱۷
فطرتش از مشرق و مغرب بری است
گرچه او از روی نسبت خاوری است ۱۸
قالب: مثنوی
تعداد ابیات: ۱۸
۵۵۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:فلک عطارد - زیارت ارواح جمال الدین افغانی و سعید حلیم پاشا
گوهر بعدی:اشتراک و ملوکیت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.