هوش مصنوعی: این متن شعری است که به مفاهیمی مانند عشق، هستی، خودشناسی، و ابهام در زندگی می‌پردازد. از آیینه به عنوان نماد خودآگاهی و حقیقت استفاده شده و فضایی فلسفی و عرفانی دارد. شاعر از تضادها و پارادوکس‌های زندگی سخن می‌گوید و به مفاهیمی مانند شرم، گناه، و تقدس زندگی اشاره می‌کند.
رده سنی: 18+ متن دارای مضامین عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آن ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر دشوار باشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند گناه، شرم، و ابهام در زندگی نیاز به بلوغ فکری دارد.

غزل ۱۶ - جوش اشکیم وشکست آیینه‌دار است اینجا

جوش اشکیم وشکست آیینه‌دار است اینجا
رقص هستی همه‌دم شیشه سوار است اینجا ۱

عرصهٔ شوخی ما گوشهٔ ناپیدایی‌ست
هرکه روتافت به آیینه دچار است اینجا ۲

عافیت چشم ز جمعیت اسباب مدار
هرقدر ساغر و میناست خمار است اینجا ۳

به غرور من وماکلفت دلها مپسند
ای جنون تاز نفس آینه زار است اینجا ۴

نفی خود می‌کنم اثبات برون می‌آید
تا به‌کی رنگ توان باخت بهار است‌اینجا ۵

هرچه آید به نظر آن طرفش موهوم است
روز شب صورت پشت و رخ‌کار است اینجا ۶

سایه‌ام باکه دهم عرضه سیه‌بختی خویش
روز هم آینه‌دار شب تار است اینجا ۷

دامن چیده در این دشت تنزه دارد
خاک صیادگل از خون شکار است اینجا ۸

زندگی معبدشرمی ست چه طاعت چه‌گناه
عرق جبهه همان سبحه شماراست‌اینجا ۹

عشق می‌داند و بس قدرگرانجانی من
سنگ شیرازهٔ اجزای شرار است اینجا ۱۰

چند بیدل به هوا دست وگریبان بودن
جیبت ازکف ندهی دامن یار است‌اینجا ۱۱
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
کانال گوهرین در ایتا
۵۹۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۵ - جام امید نظرگاه خمار است اینجا
گوهر بعدی:غزل ۱۷ - در خموشی همه صلح است‌، نه جنگ است اینجا
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.