هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از عشق و دلدادگی خود سخن میگوید و بیان میکند که در راه عشق، تمام آنچه دارد را فدا میکند. او از سرگشتگی و دلبریان خود در این مسیر میگوید و آماده است هر آنچه دارد را در راه عشق بفروشد.
رده سنی:
16+
این متن حاوی مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، نیاز به درک ادبیات کلاسیک فارسی دارد که معمولاً با افزایش سن و تجربه بیشتر میشود.
غزل ۱۴۴۲ - زهی سرگشته در عالم، سر و سامان که من دارم
زهی سَرگشته در عالَم، سَر و سامان که من دارم
زِهی در راهِ عشقِ تو، دلِ بِریان که من دارم ۱
وگَر در راه بازارِ غَمِ عشقَت خریدارم
به صد جانها بِنَفْروشم زِ عشقت آنچه من دارم ۲
زِهی در راهِ عشقِ تو، دلِ بِریان که من دارم ۱
وگَر در راه بازارِ غَمِ عشقَت خریدارم
به صد جانها بِنَفْروشم زِ عشقت آنچه من دارم ۲
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۲
۵۴۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۴۴۱ - بنه ای سبز خنگ من، فراز آسمانها سم
گوهر بعدی:غزل ۱۴۴۳ - بشستم تختهٔ هستی، سر عالم، نمیدارم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.