هوش مصنوعی:
این شعر از بیدل دهلوی، با استفاده از تصاویر پیچیده و استعارههای غنی، به بیان عشق، جنون، حسرت و رنجهای عاشقانه میپردازد. شاعر از توفان اشک، فرهاد و مجنون، و دیگر نمادهای عرفانی و ادبی برای توصیف حالات درونی خود استفاده میکند. همچنین، مفاهیمی مانند عشق الهی، فلسفه، و ناپایداری دنیا نیز در آن دیده میشود.
رده سنی:
16+
این شعر دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است و استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی مضامین مانند رنج عشق و جنون نیاز به بلوغ فکری دارد.
غزل ۱۳۸ - چنان پیچیده توفان سرشکمکوه و هامون را
چنان پیچیده توفان سرشکمکوه و هامون را
کهنقش پای همگردابشد فرهاد و مجنونرا ۱
جنون میجوشد از مدّ نگاه حیرتم اما
بهجوی رگ صدانتوان شنیدن موجهٔ خون را ۲
چو سیمتنیستخامشکنکهصوتت براثرگردد
صداهای عجایب از ره سیم است قانون را ۳
تبسم ازلب او خط کشید آخر به خون من
نپوشید از نزاکت پردهٔ این لفظ مضمون را ۴
به هرجا میروم ازحسرت آن شمع میسوزم
جهان آتش بود پروانهٔ از بزم بیرون را ۵
درشتیهاگوارا میشود در عالم الفت
رگسنگ ملامت رشتهٔ جان بود مجنون را ۶
به خون میغلتم از اندیشهٔ ناز سیه مستی
که چشمشوخ او درجام می حلکرد افیون را ۷
دل داناست گر پرگارگردون مرکزی دارد
چو جوش می، سر خم، مغز میداند فلاطون را ۸
چه سازد موی پیری با دل غفلت سرشت من
که برآلایش باطن تصرف نیست صابون را ۹
مشو زافتادگان غافلکه آخر سایهٔ عاجز
بهپهلو زیردست خویشسازدکوه وهامون را ۱۰
ز سرو و قمریان پیداست بیدل کاندرینگلشن
بهسر خاکستر است از دورگردون طبع موزون را ۱۱
کهنقش پای همگردابشد فرهاد و مجنونرا ۱
جنون میجوشد از مدّ نگاه حیرتم اما
بهجوی رگ صدانتوان شنیدن موجهٔ خون را ۲
چو سیمتنیستخامشکنکهصوتت براثرگردد
صداهای عجایب از ره سیم است قانون را ۳
تبسم ازلب او خط کشید آخر به خون من
نپوشید از نزاکت پردهٔ این لفظ مضمون را ۴
به هرجا میروم ازحسرت آن شمع میسوزم
جهان آتش بود پروانهٔ از بزم بیرون را ۵
درشتیهاگوارا میشود در عالم الفت
رگسنگ ملامت رشتهٔ جان بود مجنون را ۶
به خون میغلتم از اندیشهٔ ناز سیه مستی
که چشمشوخ او درجام می حلکرد افیون را ۷
دل داناست گر پرگارگردون مرکزی دارد
چو جوش می، سر خم، مغز میداند فلاطون را ۸
چه سازد موی پیری با دل غفلت سرشت من
که برآلایش باطن تصرف نیست صابون را ۹
مشو زافتادگان غافلکه آخر سایهٔ عاجز
بهپهلو زیردست خویشسازدکوه وهامون را ۱۰
ز سرو و قمریان پیداست بیدل کاندرینگلشن
بهسر خاکستر است از دورگردون طبع موزون را ۱۱
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
۵۱۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۳۷ - الهی پارهای تمکین رم وحشی نگاهان را
گوهر بعدی:غزل ۱۳۹ - نظر برکجروان از راستان بیش استگردونرا
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.