هوش مصنوعی: این متن شعری عرفانی و فلسفی است که به موضوعاتی مانند عشق، رنج، پشیمانی، و جستجوی معنوی می‌پردازد. شاعر از دل سرگشته، توفان زندگی، بی‌قدری اشک در غم، و نیاز به روشنگری نفس سخن می‌گوید. همچنین، انتقادی به ظاهربینی و جهل دارد و بر اهمیت عقل و ادب تأکید می‌کند.
رده سنی: 16+ متن دارای مضامین عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن به بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی نیاز دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند پشیمانی، رنج، و انتقاد از جهل ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر سنگین باشد.

غزل ۱۶۹ - عیش داند دل سرگشته پریشانی را

عیش داند دل سرگشته پریشانی را
ناخدا باد بودکشتی توفانی را ۱

اشک در غمکدهٔ دیده ندارد قیمت
از بن چاه برآر این مه‌کنعانی را ۲

عشق نبود به عمارتگری عقل شریک
سیل ازکف ندهد صنعت ویرانی را ۳

ازخط و زلف‌بتان تازه‌دلیل است‌که حسن
کرده چتر بدن اسباب پریشانی را ۴

بار یابی چو به خاک درصاحب‌نظران
چین دامان ادب‌کن خط پیشانی را ۵

ریزش اشک‌ندامت ز سیه‌کاریهاست
لازم است ابر سیه قطرهٔ نیسانی را ۶

زیرگردون نتوان غیرکثافت اندوخت
ناخن و موست رسا مردم زندانی را ۷

لاف آزدگی از اهل فنا نازیباست
دامن چیده چه لازم تن عریانی را ۸

جاهل از جمع‌کتب صاحب معنی نشود
نسبتی نیست به شیرازه سخندانی را ۹

نفس سوخته باید به تپش روشن‌کرد
نیست شمع دگر این انجمن فانی را ۱۰

نتوان یافت ازآن جلوهٔ بیرنگ سراغ
مگر آیینه‌کنی دیده قربانی را ۱۱

بازگشتی نبود پای طلب را بیدل
سیل ما نشنود افسون پشیمانی را ۱۲
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۲
کانال گوهرین در ایتا
۴۱۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۶۸ - به‌هستی انقطاعی نیست از سر سرگردانی را
گوهر بعدی:غزل ۱۷۰ - فسون جاه عذر لنگ سازد پرفشانی را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.