هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه و عرفانی از بیدل دهلوی، با استفاده از تصاویر پیچیده و استعاره‌های غنی، احساسات شاعر را نسبت به معشوق و حالات روحی خود بیان می‌کند. شاعر از عشق، حیرت، اضطراب، و جنون سخن می‌گوید و با اشاراتی به طبیعت و عناصر آن، عمق احساسات خود را به تصویر می‌کشد.
رده سنی: 16+ این شعر به دلیل استفاده از زبان پیچیده، استعاره‌های عمیق و مفاهیم عرفانی، برای درک کامل نیاز به سطحی از بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کلاسیک دارد. بنابراین برای نوجوانان و بزرگسالان مناسب است.

غزل ۲۹۶ - ای ز چشم می پرستت مست حیرت‌جامها

ای ز چشم می پرستت مست حیرت‌جامها
حلقهٔ زلف گره‌گیرت به گوش دامها ۱

در تبسم کم نشد زهر عتاب از نرگست
کی به شورپسته ریزد تلخی از بادامها ۲

دامنت‌نایاب و من بیتاب‌عرض اضطراب
خواهد از خاکم غبار انگیخت این ابرامها ۳

آتشم از بیم افسردن همان در سنگ ماند
رهزن آغاز من شدکلفت انجامها ۴

تا شود روشن سوادکلبهٔ تاریک من
می‌گذارد چشم روزن عینک ازگلجامها ۵

صیدمحرومی‌چومن در مرغزاردهر نیست
می‌رمد از وحشتم چون موج دریا دامها ۶

بس‌که بنیادم زآشوب جنون جزوهواست
می‌توان از آستانم ریخت رنگ بامها ۷

از بلای عافیت هم آنقدر ایمن مباش
آب‌گوهر طعمهٔ خاک است از آرامها ۸

پیچ‌وتاب شعلهٔ دل‌نامهٔ پیچیده‌ا‌ی‌است
می‌فرستم هر نفس سوی عدم پیغامها ۹

این شبستان جز غبار دیدهٔ بیدار نیست
جمع شد دود چراغ وریخت رنگ شامها ۱۰

بی‌جمالش بس‌که بیدل بزم ما را نور‌نیست
ناخنه از موج می‌آورده چشم جامها ۱۱
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
کانال گوهرین در ایتا
۴۰۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۲۹۵ - خواجه‌ممکن نیست‌ضبط عمرو حفظ‌مالها
گوهر بعدی:غزل ۲۹۷ - پیش آن چشم سخنگو موج می در جامها
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.