هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از ناامیدی، رنج‌های زندگی، و بی‌ثمر بودن تلاش‌هایش سخن می‌گوید. او از نفاق مردم، دشواری فهم مقصود دیگران، و احساس شکست در امور زندگی گلایه دارد. همچنین به مفاهیمی مانند انتظار بی‌ثمر، تنهایی، و بی‌پناهی اشاره می‌کند.
رده سنی: 18+ مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی، ناامیدی و نقد اجتماعی موجود در شعر نیاز به درک و تجربهٔ زندگی دارد که معمولاً در سنین پایین کمتر قابل درک است.

غزل ۴۹۲ - بی‌دماغی مژدهٔ پیغام‌محبوبم بس است

بی‌دماغی مژدهٔ پیغام‌محبوبم بس است
قاصد آواز دریدنهای مکتوبم بس است ۱

ربط این محفل ندارد آنقدر برهم زدن
گر قیامت نیست آه عالم آشوبم بس است ۲

تا به‌کی‌گیرم عیار صحبت اهل نفاق
اتفاق دوستان چون سبحه دلکوبم بس است ۳

سخت دشوار است منظور خلایق نبشتن
با همه زشتی اگر در پیش‌خود خوبم بس است ۴

عمرها شد پینه‌دوز خرقهٔ رسواییم
زحمت‌چندین هنر، یک‌چشم معیوبم بس است ۵

گاه غفلت می‌فروشم‌،‌گاه دانش می‌خرم
گربدانم اینکه‌در هرامر مغلوبم‌بس است ۶

حلقهٔ قد دوتا ننگ امید زندگی‌ست
گرفزاید برعدم این صفرمحسوبم بس است ۷

ناکجا زین بام و در خاشاک برچیندکسی
همچو صحرا خانهٔ بی‌رنج جاروبم بس است ۸

حیف همت‌کزتلاش بی‌اثر سوزد دماغ
خجلت نایابی مطلوب مطلوبم بس است ۹

بوی یوسف نیست پنهان از غبار انتظار
پیرهن بیدل بیاض چشم‌یعقوبم‌بس است ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
کانال گوهرین در ایتا
۴۷۱
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۴۹۱ - هستی به رنگ صبح دلیل فنا بس است
گوهر بعدی:غزل ۴۹۳ - سر خط درس‌کمالت منتخب دانی بس است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.