هوش مصنوعی: این شعر از بیدل دهلوی، غزلی عاشقانه و عارفانه است که از درد فراق، ناامیدی، و رهایی از تعلقات دنیوی سخن می‌گوید. شاعر با تصاویر شاعرانه مانند آینهٔ زنگ‌بسته، سایه، و موج می، حالات روحی خود را بیان می‌کند. همچنین، انتقادی از ریاکاری و ظلم در جامعه دارد و بر آزادی معنوی تأکید می‌ورزد.
رده سنی: 16+ محتوا شامل مضامین عمیق عرفانی و انتقادی است که برای درک کامل آن، مخاطب نیاز به بلوغ فکری و تجربهٔ زندگی دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند ناامیدی و ظلم ممکن است برای سنین پایین سنگین باشد.

غزل ۵۷۰ - برروی ما چوصبح نه‌رنگی شکسته است

برروی ما چوصبح نه‌رنگی شکسته است
گردی ز دامن تپش دل نشسته است ۱

بی‌آفتاب وصل تو بخت سیاه ما
مانند سایه آینهٔ زنگ بسته است ۲

زاهد حذر ز مجلس مستان‌که موج می
صد توبه را به یک خم ابرو شکسته است ۳

در بزمگاه عشق هوس را مجال نیست
تا شعله‌گرم جلوه شود دود جسته است ۴

در خلوتی‌که حسن تو دارد غرور ناز
حیرت زچشم‌آینه بیرون نشسته است ۵

نومیدی‌ام ز درد سر آرزو رهاند
آسوده‌ام که رشتهٔ سازم گسسته است ۶

تا چند با درشتی عالم نساختن
این باغ را اگر ثمری هست خسته است ۷

آزاد نیستی همه‌گر بی‌نشان شوی
عنقا هم اززبان خلایق نرسته است ۸

ما لاف طاقت از مدد عجز می‌زنیم
پرواز ما چو رنگ به بال شکسته است ۹

آزاد ظالم از اثر دستگاه اوست
بیدل به خون نشستن خنجرزدسته است ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
کانال گوهرین در ایتا
۴۵۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۵۶۹ - آتش وحشتم آنجاکه برافروخته است
گوهر بعدی:غزل ۵۷۱ - گلدستهٔ نزاکت حسنت که بسته است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.