هوش مصنوعی:
این متن به نقد اجتماعی و اخلاقی میپردازد و با استفاده از استعارهها و کنایههای ادبی، ناهنجاریهای جامعه، ریاکاری مذهبیون، و ضعفهای اخلاقی را به تصویر میکشد. شاعر از زبان طنز و انتقاد برای بیان نارساییهای حاکم بر روابط انسانی و ساختارهای قدرت استفاده میکند.
رده سنی:
18+
محتوا شامل انتقادات تند اجتماعی و کنایههای پیچیدهای است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامفهوم یا نامناسب باشد. همچنین، برخی مفاهیم نیاز به درک عمیقتری از جامعه و اخلاق دارند.
غزل ۵۷۷ - آن جنگجو به ظاهر گرپشت داده است
آن جنگجو به ظاهر گرپشت داده است
پنهان دری ز فتح نمایانگشاده است ۱
از بسکه سعی همت مردان فروتنیست
پشت سپه قوی به سوار پیاده است ۲
محو قفاست آینهپردازی صفا
از ریشدار هیچ مپرسید ساده است ۳
طفلی چه ممکن است رود ازمزاج شیخ
هرچند مو سفیدکند پیرزاده است ۴
از علت مشایخ و طوارشان مپرس
بالفعل طینت نر این قوم، ماده است ۵
هرجا مزینی است به حکم صلاح شرع
در ریش محتسب بچهاش را نهاده است ۶
اینجا خیالگنبد عمامه هیچ نیست
بار سرین بهگردن واعظ فتاده است ۷
زاهد کجا و طاعت یزدانش ازکجا
در وضع سجده شیوهٔ خاصش اراده است ۸
رعنایی امام ندارد سر نماز
مینازد از عصاکه به دستش چه داده است ۹
ملا هزار بار به انگشتهای دخل
ته کرده درس وگرم تلاش اعاده است ۱۰
نامرد و مرد تا نکشد زحمتگواه
قاضی درین مقدمه غورش زیاده است ۱۱
اقبال خلق بسکه به ادبار بسته عهد
پیش اوفتاده است و قفا ایستاده است ۱۲
پستی کشید دامن این حیزطینتان
چندان که نامشان به زبانها فتاده است ۱۳
نقش جهان نتیجهٔ اندیشهٔ دوییست
نیرنگ شخص و آینه تمثال زاده است ۱۴
بیدل چه ذلت استکهگردون منقلب
در طبع مرد خاصیت زن نهاده است ۱۵
پنهان دری ز فتح نمایانگشاده است ۱
از بسکه سعی همت مردان فروتنیست
پشت سپه قوی به سوار پیاده است ۲
محو قفاست آینهپردازی صفا
از ریشدار هیچ مپرسید ساده است ۳
طفلی چه ممکن است رود ازمزاج شیخ
هرچند مو سفیدکند پیرزاده است ۴
از علت مشایخ و طوارشان مپرس
بالفعل طینت نر این قوم، ماده است ۵
هرجا مزینی است به حکم صلاح شرع
در ریش محتسب بچهاش را نهاده است ۶
اینجا خیالگنبد عمامه هیچ نیست
بار سرین بهگردن واعظ فتاده است ۷
زاهد کجا و طاعت یزدانش ازکجا
در وضع سجده شیوهٔ خاصش اراده است ۸
رعنایی امام ندارد سر نماز
مینازد از عصاکه به دستش چه داده است ۹
ملا هزار بار به انگشتهای دخل
ته کرده درس وگرم تلاش اعاده است ۱۰
نامرد و مرد تا نکشد زحمتگواه
قاضی درین مقدمه غورش زیاده است ۱۱
اقبال خلق بسکه به ادبار بسته عهد
پیش اوفتاده است و قفا ایستاده است ۱۲
پستی کشید دامن این حیزطینتان
چندان که نامشان به زبانها فتاده است ۱۳
نقش جهان نتیجهٔ اندیشهٔ دوییست
نیرنگ شخص و آینه تمثال زاده است ۱۴
بیدل چه ذلت استکهگردون منقلب
در طبع مرد خاصیت زن نهاده است ۱۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۵
۴۳۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۵۷۶ - دل عمرهاست آینه ترتیب داده است
گوهر بعدی:غزل ۵۷۸ - برگ عیش من به ساز بیخودی آماده است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.