هوش مصنوعی:
متن درباره عواقب ظلم و ستم به دیگران است. در آن اشاره میشود که کسی که برای آبادانی خزانه سلطان، خانه رعیت را خراب میکند، نهایتاً به عذاب الهی دچار میشود. همچنین، مقایسهای بین حیوانات و انسانها صورت گرفته و تأکید شده که حیوانات باربر بهتر از انسانهای مردمآزار هستند. در پایان، به سرنوشت بد ستمکاران و لعنت پایدار بر آنها اشاره شده است.
رده سنی:
15+
متن دارای مفاهیم اخلاقی و اجتماعی پیچیدهای است که درک آنها برای کودکان و نوجوانان زیر 15 سال ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از عبارات و مثالهای استفادهشده (مانند شکنجه و عواقب ستم) ممکن است برای سنین پایین نامناسب باشد.
حکایت ۲۰ - غافلی را شنیدم که خانهٔ رعیت خراب کردی تا خزانهٔ سلطان آباد کند
غافلی را شنیدم که خانهٔ رعیت خراب کردی تا خزانهٔ سلطان آباد کند؛ بیخبر از قول حکیمان که گفتهاند: هرکه خدای را -عَزَّوَجَلَّ- بیازارد تا دلِ خلقی به دست آرد خداوند، تعالیٰ، همان خلق را بر او گمارد تا دَمار از روزگارش برآرد.
آتشِ سوزان نکند با سپند
آنچه کند دودِ دلِ دردمند ۱
سَرجملهٔ حیوانات گویند که شیر است و اَذَلِّ جانوران خر. و بهاتّفاقْ خرِ باربر بِهْ که شیرِ مردمدَر.
مسکینخر اگر چه بیتمیز است
چون بار همیبَرَد عزیز است ۲
گاوان و خرانِ باربردار
بِهْ ز آدمیانِ مردمآزار ۳
باز آمدیم به حکایت وزیرِ غافل. مَلِک را ذمائِمِ اخلاق او به قرائن معلوم شد؛ در شکنجه کشید و به انواعِ عقوبت بکشت.
حاصل نشود رضایِ سلطان
تا خاطرِ بندگان نجویی ۴
خواهی که خدای بر تو بخشد؟
با خلقِ خدای کن نکویی ۵
آوردهاند که یکی از ستمدیدگان بر سر او بگذشت و در حالِ تباهِ او تأمّل کرد و گفت:
نه هرکه قوّتِ بازویِ منصبی دارد
به سلطنت بخورد مالِ مردمان به گزاف ۶
توان به حلق فرو بردن استخوانِ درشت
ولی شکم بدَرَد چون بگیرد اندر ناف ۷
نمانَد ستمکارِ بدروزگار
بماند بر او لعنتِ پایدار ۸
آتشِ سوزان نکند با سپند
آنچه کند دودِ دلِ دردمند ۱
سَرجملهٔ حیوانات گویند که شیر است و اَذَلِّ جانوران خر. و بهاتّفاقْ خرِ باربر بِهْ که شیرِ مردمدَر.
مسکینخر اگر چه بیتمیز است
چون بار همیبَرَد عزیز است ۲
گاوان و خرانِ باربردار
بِهْ ز آدمیانِ مردمآزار ۳
باز آمدیم به حکایت وزیرِ غافل. مَلِک را ذمائِمِ اخلاق او به قرائن معلوم شد؛ در شکنجه کشید و به انواعِ عقوبت بکشت.
حاصل نشود رضایِ سلطان
تا خاطرِ بندگان نجویی ۴
خواهی که خدای بر تو بخشد؟
با خلقِ خدای کن نکویی ۵
آوردهاند که یکی از ستمدیدگان بر سر او بگذشت و در حالِ تباهِ او تأمّل کرد و گفت:
نه هرکه قوّتِ بازویِ منصبی دارد
به سلطنت بخورد مالِ مردمان به گزاف ۶
توان به حلق فرو بردن استخوانِ درشت
ولی شکم بدَرَد چون بگیرد اندر ناف ۷
نمانَد ستمکارِ بدروزگار
بماند بر او لعنتِ پایدار ۸
تعداد ابیات: ۸
۸۴۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:حکایت ۱۹ - آوردهاند که نوشینروانِ عادل را در شکارگاهی صَید کباب کردند و نمک نبود
گوهر بعدی:حکایت ۲۱ - مردمآزاری را حکایت کنند که سنگی بر سر صالحی زد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.