هوش مصنوعی:
یکی از صاحبدلان فردی را دید که از شدت خشم و عصبانیت کف بر دهانش انداخته بود. وقتی علت را پرسید، گفتند که کسی به او دشنام داده است. صاحبدلان در پاسخ گفت که این فرد میتواند وزنهای سنگین بلند کند، اما تحمل یک سخن ناخوشایند را ندارد. سپس تأکید کرد که مردی به معنای واقعی کلمه، کسی نیست که فقط با مشت بزند، بلکه کسی است که در برابر دشنام، با سخنان شیرین پاسخ دهد. در پایان، اشاره کرد که انسانها از خاک آفریده شدهاند و اگر خاکی نباشد، انسانی هم وجود نخواهد داشت.
رده سنی:
15+
متن دارای مفاهیم اخلاقی و عرفانی است که ممکن است برای کودکان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از اصطلاحات و تشبیهات ادبی نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد که معمولاً از نوجوانی به بعد شکل میگیرد.
حکایت ۴۲ - یکی از صاحبدلان، زورآزمایی را دید به هم برآمده و کف بر دماغ انداخته
یکی از صاحبدلان، زورآزمایی را دید به هم برآمده و کف بر دماغ انداخته.
گفت: این را چه حالت است؟
گفتند: فلان دشنام دادش.
گفت: این فرومایه هزار من سنگ برمیدارد و طاقتِ سخنی نمیآرد.
لافِ سرپنجگی و دعویِ مَردی بگذار
عاجزِ نفسِ فرومایه چه مَردی چه زنی ۱
گرت از دست برآید، دهنی شیرین کن
مَردی آن نیست که مشتی بزنی بر دهنی ۲
اگر خود بردَرَد پیشانیِ پیل
نه مَرد است آن که در وی مَردمی نیست ۳
بنیآدم سرشت از خاک دارد
اگر خاکی نباشد، آدمی نیست ۴
گفت: این را چه حالت است؟
گفتند: فلان دشنام دادش.
گفت: این فرومایه هزار من سنگ برمیدارد و طاقتِ سخنی نمیآرد.
لافِ سرپنجگی و دعویِ مَردی بگذار
عاجزِ نفسِ فرومایه چه مَردی چه زنی ۱
گرت از دست برآید، دهنی شیرین کن
مَردی آن نیست که مشتی بزنی بر دهنی ۲
اگر خود بردَرَد پیشانیِ پیل
نه مَرد است آن که در وی مَردمی نیست ۳
بنیآدم سرشت از خاک دارد
اگر خاکی نباشد، آدمی نیست ۴
تعداد ابیات: ۴
۱۵۸۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:حکایت ۴۱ - این حکایت شنو که در بغداد
گوهر بعدی:حکایت ۴۳ - بزرگی را پرسیدم از سیرت اخوان صفا
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.