هوش مصنوعی:
مردی مغربی در بازار حلب از خداوندان نعمت میخواهد که اگر انصاف داشته باشند و مردم قناعت پیشه کنند، نیاز به گدایی از بین میرود. او قناعت را بالاترین نعمت میداند و آرزو میکند که قناعت او را بینیاز کند.
رده سنی:
12+
محتوا شامل مفاهیم اخلاقی و فلسفی است که برای درک و تحلیل، به سطحی از بلوغ فکری نیاز دارد. نوجوانان از 12 سال به بالا میتوانند این مفاهیم را بهتر درک کنند.
حکایت ۱ - خواهندهٔ مَغْرِبی در صفِ بزّازانِ حَلَب میگفت
خواهندهٔ مَغْرِبی در صفِ بزّازانِ حَلَب میگفت: ای خداوندانِ نعمت، اگر شما را انصاف بودی و ما را قناعت، رسمِ سؤال از جهان برخاستی.
ای قناعت! توانگرم گردان
که ورایِ تو هیچ نعمت نیست ۱
کنجِ صبر، اختیارِ لُقمان است
هرکه را صبر نیست، حکمت نیست ۲
ای قناعت! توانگرم گردان
که ورایِ تو هیچ نعمت نیست ۱
کنجِ صبر، اختیارِ لُقمان است
هرکه را صبر نیست، حکمت نیست ۲
تعداد ابیات: ۲
۸۰۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
قبلی:باب دوم در اخلاق درویشان
گوهر بعدی:حکایت ۲ - دو امیرزاده در مصر بودند، یکی علم آموخت و دیگری مال اندوخت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.