هوش مصنوعی:
پادشاهی از سرزمین عجم طبیبی ماهر را نزد پیامبر اسلام فرستاد. پس از یک سال که هیچکس برای درمان نزد او نیامد، طبیب نزد پیامبر شکایت کرد. پیامبر در پاسخ گفت که اصحابش تا زمانی که اشتها ندارند، غذا نمیخورند و پیش از سیری کامل، دست از غذا میکشند. طبیب با شنیدن این پاسخ، آن را راز سلامتی دانست و با احترام از حضور پیامبر خارج شد.
رده سنی:
12+
متن حاوی مفاهیم اخلاقی و سلامتی است که برای نوجوانان و بزرگسالان قابل درک و مفید است. همچنین، زبان متن ممکن است برای کودکان کمسال پیچیده باشد.
حکایت ۴ - یکی از ملوکِ عَجَم طبیبی حاذق به خدمتِ مصطفی، صلّی اللهُ عَلَیْهِ و سَلَّمَ، فرستاد
یکی از ملوکِ عَجَم طبیبی حاذق به خدمتِ مصطفی، صلّی اللهُ عَلَیْهِ و سَلَّمَ، فرستاد.
سالی در دیارِ عرب بود و کسی تَجْرِبه پیشِ او نیاورد و معالجه از وی درنخواست.
پیشِ پیغمبر آمد و گله کرد که: مر این بنده را برای معالجتِ اصحاب فرستادهاند و در این مدّت کسی التفاتی نکرد تا خدمتی که بر بنده معیَّن است، به جای آوَرَد.
رسول، علیهالسّلام، گفت: این طایفه را طریقتی است که تا اشتها غالب نشود، نخورند و هنوز اشتها باقی بُوَد که دست از طعام بدارند.
حکیم گفت: این است موجبِ تندرستی.
زمین ببوسید و برَفت.
سخن آن گه کُنَد حکیم آغاز
یا سرانگشت سویِ لقمه، دراز ۱
که ز ناگفتنش خلل زاید
یا ز ناخوردنش به جان آید ۲
لاجَرَم حکمتش بوَد، گفتار
خوردنش تندرستی آرَد بار ۳
سالی در دیارِ عرب بود و کسی تَجْرِبه پیشِ او نیاورد و معالجه از وی درنخواست.
پیشِ پیغمبر آمد و گله کرد که: مر این بنده را برای معالجتِ اصحاب فرستادهاند و در این مدّت کسی التفاتی نکرد تا خدمتی که بر بنده معیَّن است، به جای آوَرَد.
رسول، علیهالسّلام، گفت: این طایفه را طریقتی است که تا اشتها غالب نشود، نخورند و هنوز اشتها باقی بُوَد که دست از طعام بدارند.
حکیم گفت: این است موجبِ تندرستی.
زمین ببوسید و برَفت.
سخن آن گه کُنَد حکیم آغاز
یا سرانگشت سویِ لقمه، دراز ۱
که ز ناگفتنش خلل زاید
یا ز ناخوردنش به جان آید ۲
لاجَرَم حکمتش بوَد، گفتار
خوردنش تندرستی آرَد بار ۳
تعداد ابیات: ۳
۲۳۴۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:حکایت ۳ - درویشی را شنیدم که در آتشِ فاقه میسوخت
گوهر بعدی:حکایت ۵ - در سیرتِ اردشیرِ بابکان آمده است که حکیمِ عرب را پرسید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.