هوش مصنوعی:
تاجری هزار دینار ضرر کرد و به پسرش گفت این موضوع را با کسی در میان نگذارد. پسر پرسید چرا؟ تاجر پاسخ داد تا دو مصیبت پیش نیاید: یکی کاهش سرمایه و دیگری شماتت دیگران. سپس نصیحت کرد که غم خود را به دشمنان نگوید، زیرا آنها از شنیدن آن خوشحال میشوند.
رده سنی:
12+
متن حاوی مفاهیم اخلاقی و تجاری است که برای درک کامل آن، مخاطب نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد. همچنین، پیامهای آن برای نوجوانان و بزرگسالان قابل درک و کاربردی است.
حکایت ۲ - بازرگانی را هزار دینار خسارت افتاد
بازرگانی را هزار دینار خسارت افتاد. پسر را گفت: نباید که این سخن با کسی در میان نهی. گفت: ای پدر! فرمان تو راست، نگویم، ولکن خواهم مرا بر فایدهٔ این مطلع گردانی که: مصلحت در نهان داشتن چیست؟ گفت: تا مصیبت دو نشود؛ یکی نقصانِ مایه و دیگر شماتتِ همسایه.
مگوی اندُهِ خویش با دشمنان
که لاحَوْل گویند شادیکنان ۱
مگوی اندُهِ خویش با دشمنان
که لاحَوْل گویند شادیکنان ۱
تعداد ابیات: ۱
۱۴۵۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:حکایت ۱ - یکی را از دوستان گفتم: امتناع سخن گفتنم به علّتِ آن اختیار آمده است
گوهر بعدی:حکایت ۳ - جوانی خردمند از فنونِ فضایل حظّی وافر داشت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.