هوش مصنوعی: در این متن، ابتدا به باور قدیمی دربارهٔ تولد کژدم اشاره شده که بر اساس آن، کژدم مادر خود را می‌خورد تا متولد شود. سپس، سخنی از یک بزرگ‌زاده نقل شده که این رفتار را با رفتار برخی انسان‌ها در کودکی و بزرگسالی مقایسه می‌کند. در پایان، پندی از یک پدر به پسرش آمده که وفاداری به خانواده را شرط دوستی و موفقیت می‌داند.
رده سنی: 15+ محتوا شامل مفاهیم تمثیلی و اخلاقی است که برای درک بهتر، نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد. همچنین، اشاره به رفتارهای پیچیدهٔ انسانی و پندهای اخلاقی برای نوجوانان و بزرگسالان مناسب‌تر است.

حکایت ۹ - در تصانیف حکما آورده‌اند که کژدم را ولادتِ معهود نیست

در تصانیف حکما آورده‌اند که کژدم را ولادتِ معهود نیست چنانکه دیگر حیوانات را، بل احشای مادر را بخورند و شکمش را بدرند و راه صحرا گیرند و آن پوست‌ها که در خانه کژدم بینند اثر آن است. باری این نکته پیش بزرگی همی‌گفتم، گفت دل من بر صدق این سخن گواهی می‌دهد و جز چنین نتوان بودن، در حالت خردی با مادر و پدر چنین معاملت کرده‌اند لاجرم در بزرگی چنین مقبلند و محبوب!

پسری را پدر وصیت کرد
کای جوانبخت یاد گیر این پند ۱

هر که با اهل خود وفا نکند
نشود دوست‌روی و دولتمند ۲

کژدم را گفتند: چرا به زمستان به در نمی‌آیی؟ گفت: به تابستانم چه حرمت است که به زمستان نیز بیایم؟!
تعداد ابیات: ۲
کانال گوهرین در ایتا
۷۸۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:حکایت ۸ - اعرابیی را دیدم که پسر را همی‌گفت یا بُنَّی اِنَّک مسئولٌ
گوهر بعدی:حکایت ۱۰ - فقیره درویشی حامله بود، مدّت حمل بسر آورده
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.