هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از عشق و مستی معنوی سخن می‌گوید و از ساقی می‌خواهد که به او شراب عشق بدهد. او از بوی حلاج و منصور یاد می‌کند و از خرابات و مستی عارفانه سخن می‌گوید. شاعر از خود بی‌خود شده و از دنیای مادی دوری می‌جوید. او از عشق به معشوق الهی و رهایی از تعلقات دنیوی سخن می‌گوید و آرزوی وصال با معشوق را دارد.
رده سنی: 18+ مفاهیم عمیق عرفانی و استفاده از استعاره‌های پیچیده مانند شراب، خرابات، و مستی معنوی نیاز به درک و تجربه بیشتری دارد که معمولاً برای سنین پایین‌تر قابل درک نیست. همچنین، این شعر نیاز به آشنایی با ادبیات کلاسیک فارسی و مفاهیم تصوف دارد.

غزل ۱۵۴۵ - شراب شیره انگور خواهم

شرابِ شیره انگور خواهم
حَریفِ سَرخوش مَخْمور خواهم ۱

مرا بویی رَسید از بویِ حَلّاج
زِ ساقیْ باده مَنْصور خواهم ۲

زِ مُطرب ناله سُرنایْ خواهم
زِ زُهرهْ زاریِ طُنْبور خواهم ۳

چو یارم در خَراباتِ خَراب است
چرا من خانه مَعْمور خواهم ۴

بیا نزدیکم ای ساقی که امروز
من از خودْ خویشتن را دور خواهم ۵

اگر گویم مرا مَعْذور می‌دار
مرا گوید تو را مَعْذور خواهم ۶

مرا در چَشمِ خود رَهْ دِهْ که خود را
زِ چَشمِ دیگران مَسْتور خواهم ۷

یکی دَم دست را از روی بَرگیر
که در دنیا بهشت و حور خواهم ۸

اگر چَشم و دِلَم غیرِ تو بینَد
در آن دَمْ چَشم‌‌ها را کور خواهم ۹

بِبَستم چَشمِ خود از نورِ خورشید
که من آن چهره پُرنور خواهم ۱۰

چو رَنْجورانِ دل را تو طَبیبی
سِزَد گَر خویش را رَنْجور خواهم ۱۱

چو تو مَر مُردگان را می‌دَهی جان
سِزَد گَر خویش را در گور خواهم ۱۲
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۲
کانال گوهرین در ایتا
۵۶۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۵۴۴ - مرا گویی چه سانی؟ من چه دانم
گوهر بعدی:غزل ۱۵۴۶ - رفتم تصدیع از جهان بردم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.