هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه و عرفانی از بیدل دهلوی، بیانگر درد فراق و عشق به معشوق است. شاعر از دوری و رنج عشق می‌گوید، اما در عین حال به وجود امید و یاد معشوق در آیینهٔ دل خرسند است. او از ناپایداری دنیا و هستی سخن می‌گوید و عشق را عامل توفان‌های زندگی می‌داند.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن برای مخاطبان جوان‌تر ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از اشارات فلسفی و انتزاعی شعر نیاز به بلوغ فکری دارد.

غزل ۷۰۰ - ادب اظهارم و با وصل توام‌کاری هست

ادب اظهارم و با وصل توام‌کاری هست
عرض آغوش ندارم دل افگاری‌هست ۱

نرود سلسلهٔ بندگی ازگردن ما
سبحه‌گر خاک شود رشتهٔ زناری هست ۲

با همه‌کلفت دوری به همین خرسندیم
که در آیینهٔ ماحسرت دیداری هست ۳

پیکرخاکی ما را به ره سیل فنا
یاد ویرانی از آن نیست‌که معماری هست ۴

دهر، وهم است سر هوش سلامت باشد
عکس‌کم نیست‌گراز آینه آثاری هست ۵

ذرهٔ ما به چه امید زند بال نشاط
سرخورشید هم امروزبه دیواری هست ۶

ای دل از مهر رخ دوست چراغی به‌کف آر
کزخم زلف به راه تو شب تاری هست ۷

اشک‌گل شکند از جنبش مژگان ترم
غنچه‌ام درگرو سرزنش خاری هست ۸

زندگی خرمن ما را چه‌کم ازبرق فناست
رنگ‌گل هم به چمن آتش همواری هست ۹

جای پرواز ز خود رفته فغانی داریم
بال اگر نیست ندامت‌زده منقاری هست ۱۰

عالم از شوخی عشق اینهمه توفان دارد
هرکجا معرکه‌ای هست جگرداری هست ۱۱

ازکمربستن آن شوخ یقین شد بیدل
کاین‌گره دادن او را به میان تاری هست ۱۲
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۲
کانال گوهرین در ایتا
۴۱۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۶۹۹ - همچو شبنم ادب آیینه زدودن بوده‌ست
گوهر بعدی:غزل ۷۰۱ - تا ز جنس تب وتاب نفس آثاری هست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.