هوش مصنوعی:
این شعر به مفاهیمی مانند پوچی دنیا، ناپایداری زندگی، فریبندگی ظواهر، و دوری از وابستگی به مادیات میپردازد. شاعر با استفاده از تصاویر نمادین مانند دکان خالی، آسمان و زمین خالی از عافیت، و بحر بیکران، به بیثباتی جهان و عدم وجود آرامش واقعی اشاره میکند. همچنین، انتقادی به خودبینان و زاهدان ظاهری دارد و بر اهمیت حقیقتبینی تأکید میورزد.
رده سنی:
18+
مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی موجود در شعر، نیاز به درک و تجربهٔ بالایی از زندگی دارد که معمولاً در سنین پایینتر کمتر قابل درک است. همچنین، برخی از انتقادهای اجتماعی و نگاه تلخ به دنیا ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین باشد.
غزل ۷۳۴ - جهان ز جنس اثرهای این و آن خالیست
جهان ز جنس اثرهای این و آن خالیست
به هرزه وهم مچینیدکاین دکان خالیست ۱
گرفته است حوادث جهان مکان را
ز عافیت چه زمین و چه آسمان خالیست ۲
به رنگ چنبر دف در طلسم پیکر ما
به هرچه دست زنی منزل فغان خالیست ۳
ز شکرتیغ تویارب چسان برون آید
دهان زخم اسیریکه از زبان خالیست ۴
اگرچه شوق تو لبریز حیرتم دارد
چوچشم آینه آغوش من همان خالیست ۵
ترشحی به مزاج سحاب فیض نماند
که آستینکریمان چو ناودان خالیست ۶
به چشم زاهد خودبین چه توتیا وچه خاک
که ازحقیقت بینش چوسرمهدانخالیست ۷
کدام جلوهکه نگذشت زین بساط غرور
تو هم بتازکه میدن امتحان خالیست ۸
فریب منصبگوهر مخورکه همچو حباب
هزارکیسه درین بحر بیکران خالیست ۹
ز چاک دانهٔ خرما، شد اینقدر معلوم
که از وفا دل سخت شکرلبان خالیست ۱۰
گهر زیأس،کمر، برشکست، موج نبست
دلیکه پر شود از خود ز دشمنان خالیست ۱۱
به جیب تست اگر خلوتی و انجمنیست
برون ز خویشکجا میروی جهان خالیست ۱۲
به همزبانی آن چشم سرمهسا بیدل
چو میل سرمه، زبان من از بیان خالیست ۱۳
به هرزه وهم مچینیدکاین دکان خالیست ۱
گرفته است حوادث جهان مکان را
ز عافیت چه زمین و چه آسمان خالیست ۲
به رنگ چنبر دف در طلسم پیکر ما
به هرچه دست زنی منزل فغان خالیست ۳
ز شکرتیغ تویارب چسان برون آید
دهان زخم اسیریکه از زبان خالیست ۴
اگرچه شوق تو لبریز حیرتم دارد
چوچشم آینه آغوش من همان خالیست ۵
ترشحی به مزاج سحاب فیض نماند
که آستینکریمان چو ناودان خالیست ۶
به چشم زاهد خودبین چه توتیا وچه خاک
که ازحقیقت بینش چوسرمهدانخالیست ۷
کدام جلوهکه نگذشت زین بساط غرور
تو هم بتازکه میدن امتحان خالیست ۸
فریب منصبگوهر مخورکه همچو حباب
هزارکیسه درین بحر بیکران خالیست ۹
ز چاک دانهٔ خرما، شد اینقدر معلوم
که از وفا دل سخت شکرلبان خالیست ۱۰
گهر زیأس،کمر، برشکست، موج نبست
دلیکه پر شود از خود ز دشمنان خالیست ۱۱
به جیب تست اگر خلوتی و انجمنیست
برون ز خویشکجا میروی جهان خالیست ۱۲
به همزبانی آن چشم سرمهسا بیدل
چو میل سرمه، زبان من از بیان خالیست ۱۳
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۳
۱۱۶۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۷۳۳ - بجاستشکوهٔ ما تا ره فغان خالیست
گوهر بعدی:غزل ۷۳۵ - بندگی با معرفت خاص حضور آدمیست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.