هوش مصنوعی: این متن شعری است که به موضوعاتی مانند عشق، حیاء، رعونت، مروت، سفاهت، ظلم، و نیاز معنوی می‌پردازد. شاعر از مفاهیمی مانند نفس، دل، و حیاء برای بیان احساسات و تفکرات خود استفاده کرده است. همچنین، این شعر به دنبال انتقال پیام‌های اخلاقی و عرفانی است.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن‌ها نیاز به بلوغ فکری و تجربهٔ زندگی دارد. همچنین، برخی از واژگان و مفاهیم ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر پیچیده باشد.

غزل ۹۳۰ - نفس درازی‌ کس تا به چون و چند نیفتد

نفس درازی‌ کس تا به چون و چند نیفتد
گره خوش است‌ که بیرون این‌ کمند نیفتد ۱

حیاست آینه‌پرداز اختیار تعلق
اگر دل آب نگردد نفس به بند نیفتد ۲

رعونت است‌که چون شمع می‌کشد ته پایت
به سر نیفتی اگر گردنت بلند نیفتد ۳

مروت آن همه از چشم زخم نیست‌ گزندش
اگر به‌گوش حیا نالهٔ سپند نیفتد ۴

سفاهت است‌کرم بی‌تمیز موقع احسان
گشاده دست و دل آن به‌که هرزه‌خند نیفتد ۵

ز فکرکینه ندارد گزیر طینت ظالم
چه ممکن است حسد در چی‌که‌کند نیفتد ۶

چو صبح‌ گرد من از دامنت رسیده به اوجی
که تا ابد اگرش برزمین زنند نیفتد ۷

مباد کام کسی بی‌نصیب لذت معنی
تو لب ‌گشا که جهان چون مگس به قند نیفتد ۸

به خاک راه تو افکنده‌ام دلی که ندارم
نیاز شرم کن این جنس اگر پسند نیفتد ۹

گر احتیاج به توفان دهد غبار تو بیدل
چو صبح به‌ که صدا از نفس بلند نیفتد ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
کانال گوهرین در ایتا
۴۳۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۹۲۹ - دل از نیرنگ آگاهی به چندین پیشه می‌افتد
گوهر بعدی:غزل ۹۳۱ - تو کار خویش کن اینجا تویی در من نمی گنجد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.