هوش مصنوعی:
این متن شعری عرفانی و فلسفی است که به موضوعاتی مانند آزادی، عشق، گذر زمان، و ناپایداری دنیا میپردازد. شاعر با استفاده از تصاویر زیبا و استعارههای عمیق، از رهایی روح از قیدوبندهای دنیوی سخن میگوید و بر بیاعتباری دنیا و نیرنگهای آن تأکید میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کلاسیک فارسی دارد. همچنین، برخی از استعارهها و مفاهیم انتزاعی ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۹۵۸ - گره به رشتهٔ نفس خوش آنکه نبندد
گره به رشتهٔ نفس خوش آنکه نبندد
ببند دل به نوای جهان چنان که نبندد ۱
نگاه تا مژه بستن ندارد آنهمه فرصت
گمان مبر در نیرنگ این دکان که نبندد ۲
زکشت تفرقهٔ دهر حاصلیکه تو داری
چو تخم اشک از آن خوشه کن گمان که نبندد ۳
دوباره سلسلهٔ اتفاق حسن و جوانی
هزار بار نمودند امتحان که نبندد ۴
خیال گردن آزادگان، مصور فطرت
اگر به خامه دهد تاب ریسمان که نبندد ۵
به ذوق مطلب نایاب زنده است دو عالم
تو غافل از عدمی دل بر آن میان که نبندد ۶
دماغ ناز به هرجاست نقشبند غرورش
حنا اگر همه خونم دهد نشان که نبندد ۷
بهار نیز به هر غنچه بسته است دل اینجا
در این چمن چه کند بلبل آشیان که نبندد ۸
لب شکایت اگر وا شود به وصف خموشی
چه بیرها به همان یک دو برگ پان که نبندد ۹
خیال جستهٔ عنقاست مصرعی که ندارم
ز معنیام چه گشاید کسی جز آن که نبندد ۱۰
همینکمند علایق که بسته چین فسردن
توگر ز وهم برآیی چه نردبان که نبندد ۱۱
جهان به سرمه گرفت اتفاق معنی بیدل
حدیث عشق چه صنعت کند زبان که نبندد ۱۲
ببند دل به نوای جهان چنان که نبندد ۱
نگاه تا مژه بستن ندارد آنهمه فرصت
گمان مبر در نیرنگ این دکان که نبندد ۲
زکشت تفرقهٔ دهر حاصلیکه تو داری
چو تخم اشک از آن خوشه کن گمان که نبندد ۳
دوباره سلسلهٔ اتفاق حسن و جوانی
هزار بار نمودند امتحان که نبندد ۴
خیال گردن آزادگان، مصور فطرت
اگر به خامه دهد تاب ریسمان که نبندد ۵
به ذوق مطلب نایاب زنده است دو عالم
تو غافل از عدمی دل بر آن میان که نبندد ۶
دماغ ناز به هرجاست نقشبند غرورش
حنا اگر همه خونم دهد نشان که نبندد ۷
بهار نیز به هر غنچه بسته است دل اینجا
در این چمن چه کند بلبل آشیان که نبندد ۸
لب شکایت اگر وا شود به وصف خموشی
چه بیرها به همان یک دو برگ پان که نبندد ۹
خیال جستهٔ عنقاست مصرعی که ندارم
ز معنیام چه گشاید کسی جز آن که نبندد ۱۰
همینکمند علایق که بسته چین فسردن
توگر ز وهم برآیی چه نردبان که نبندد ۱۱
جهان به سرمه گرفت اتفاق معنی بیدل
حدیث عشق چه صنعت کند زبان که نبندد ۱۲
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۲
۴۲۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۹۵۷ - هوس تا چند بر دل تهمت هر خشک و تر بندد
گوهر بعدی:غزل ۹۵۹ - باز بیتابیام احرام چه در میبندد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.