هوش مصنوعی:
این شعر عرفانی و عاشقانه از بیدل دهلوی، با تصاویر پیچیده و استعارههای غنی، به موضوعاتی مانند عشق، شوق، حیرت، طبیعت و رنجهای انسانی میپردازد. شاعر از عناصر طبیعی مانند چشمه، گل، باد و دریا برای بیان احساسات عمیق خود استفاده میکند.
رده سنی:
16+
متن از استعارهها و مفاهیم پیچیدهای استفاده میکند که درک آنها به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات عرفانی نیاز دارد. همچنین برخی تصاویر مانند 'رفتنهای خون بسمل' ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین باشد.
غزل ۱۰۰۴ - اگر خضر خطت از چشمهٔ حیوان نشان دارد
اگر خضر خطت از چشمهٔ حیوان نشان دارد
عقیق لب چرا چون تشنگان زیر زبان دارد ۱
نمیدانم شهادتگاه شوق کیست این وادی
که رفتنهای خون بسمل اینجا کاروان دارد ۲
به این یک غنجه دل کز فکر وصلت کردهام خونش
نفس در هر تپش صبح بهاری پرفشان دارد ۳
تحیر برکه بندم با تماشایکه پیوندم
خیال حلقهٔ زلفت هزار آیینهدان دارد ۴
در این گلشن شکست رنگ و بو سطریست از حالم
پیام بینوایان نامهٔ برگ خزان دارد ۵
ز تعجیل بهاران بیش ازین نتوان شدن غافل
شکفتنهایگل چندین جرس عرض فغان دارد ۶
بهاستعداد جان سختیستجست و جوی ایندریا
ز گوهر پیکر هر قطره بوی استخوان دارد ۷
کسی را دعوی آزادگی چون سرو میزیبد
که با هر چار فصل از بینیازی یک زبان دارد ۸
شکست رنگ هم صبحی ست از گلزار خرسندی
گل اینجا در خزان سیر بهار زعفران دارد ۹
به حیرت بال مژگان نیست بی انداز پروازی
درین دریا عنان لنگر ما بادبان دارد ۱۰
اگر خاکسترم پروازم و گر شعله جولانم
هوای او ز من صد رنگ تغییر عنان دارد ۱۱
تماشای بهاری کردهام بیدل که از یادش
نگه در دیدهها انگشت حیرت در دهان دارد ۱۲
عقیق لب چرا چون تشنگان زیر زبان دارد ۱
نمیدانم شهادتگاه شوق کیست این وادی
که رفتنهای خون بسمل اینجا کاروان دارد ۲
به این یک غنجه دل کز فکر وصلت کردهام خونش
نفس در هر تپش صبح بهاری پرفشان دارد ۳
تحیر برکه بندم با تماشایکه پیوندم
خیال حلقهٔ زلفت هزار آیینهدان دارد ۴
در این گلشن شکست رنگ و بو سطریست از حالم
پیام بینوایان نامهٔ برگ خزان دارد ۵
ز تعجیل بهاران بیش ازین نتوان شدن غافل
شکفتنهایگل چندین جرس عرض فغان دارد ۶
بهاستعداد جان سختیستجست و جوی ایندریا
ز گوهر پیکر هر قطره بوی استخوان دارد ۷
کسی را دعوی آزادگی چون سرو میزیبد
که با هر چار فصل از بینیازی یک زبان دارد ۸
شکست رنگ هم صبحی ست از گلزار خرسندی
گل اینجا در خزان سیر بهار زعفران دارد ۹
به حیرت بال مژگان نیست بی انداز پروازی
درین دریا عنان لنگر ما بادبان دارد ۱۰
اگر خاکسترم پروازم و گر شعله جولانم
هوای او ز من صد رنگ تغییر عنان دارد ۱۱
تماشای بهاری کردهام بیدل که از یادش
نگه در دیدهها انگشت حیرت در دهان دارد ۱۲
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۲
۴۴۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۰۰۳ - سحر آه و گلستان نکهت و بلبل فغان دارد
گوهر بعدی:غزل ۱۰۰۵ - به پستی وانماند هر که از دردی نشان دارد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.