هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه و عرفانی از بیدل دهلوی، بیانگر درد فراق، عشق و حیرت است. شاعر از تمنا، اندوه، شرم و حیرت سخن می‌گوید و با استفاده از تصاویر شاعرانه مانند ساغر حیرت، شمع غبارپی و آیینهٔ فولاد، احساسات عمیق خود را بیان می‌کند. همچنین، اشاره‌ای به مفاهیم عرفانی مانند فرق عدم و هستی دارد.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن به بلوغ فکری و تجربهٔ احساسی نیاز دارد. همچنین، برخی از اصطلاحات و تشبیهات ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر پیچیده باشد.

غزل ۱۰۳۳ - آنجاکه خیالت ز تمناگله دارد

آنجاکه خیالت ز تمناگله دارد
اندیشه اگر خون نشود حوصله دارد ۱

چشمم ز هماغوشی مژگان گله دارد
این ساغر حیرت صفت آبله دارد ۲

شمشادقدان را به گلستان خرامت
موج عرق شرم به پا سلسله دارد ۳

ای زاهد اگر شعلهٔ آهی به دلت نیست
بی‌تیر،‌ کمان تو چه سود از چله دارد ۴

برق عرق حسن‌فه زد شعله درتن باغ
گل در جگر از شبنم صبح آبله دارد ۵

سرتا قدم شمع غبارپی آه است
تنها رو شوق تو عجب قافله دارد ۶

زنهار پی مشرب مجنون‌روشان ‌گیر
گر عافیتی هست همین سلسله دارد ۷

آیینهٔ فولاد سیه ‌کردهٔ آهی‌ست
دلهای اسیران چقدر حوصله دارد ۸

فرق عدم از هستی ما سخت محال است
از موج، شکستن چقدر فاصله دارد ۹

دیگر به کجا می روی ای طالب آرام
گردون تپش‌آباد و زمین زلزله دارد ۱۰

یارب به چه تدبیرکند قطع ره عمر
پای نفس من‌که ز دل آبله دارد ۱۱

بیدل خم هر تار زگیسوی سیاهش
سامان پریشانی صد قافله دارد ۱۲
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۲
کانال گوهرین در ایتا
۴۰۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۰۳۲ - این دور، دور حیز است‌، وضع متی‌‌که دارد
گوهر بعدی:غزل ۱۰۳۴ - بی‌یأس دل از هرچه نداردگله دارد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.