هوش مصنوعی: این شعر بیانگر احساسات عمیق شاعر درباره گذرا بودن زندگی، فراموشی، تنهایی و جستجوی معناست. تصاویر شاعرانه مانند آب شدن، گذر ابر بی‌چشم، غبار خاک و شمع سوخته، حس ناامیدی و سردرگمی را منتقل می‌کنند. شاعر از بی‌ثباتی دنیا و ناتوانی در یافتن آرامش می‌گوید.
رده سنی: 16+ مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی، تصاویر انتزاعی و احساسات سنگین موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، تم‌های ناامیدی و سردرگمی وجودی نیاز به بلوغ ذهنی برای تحلیل دارد.

غزل ۱۰۷۸ - تا لبش در نظرم می‌گذرد

تا لبش در نظرم می‌گذرد
آب‌گشتن ز سرم می‌گذرد ۱

فصل گل منفعلم باید ساخت
ابر بی‌ چشم ترم می‌گذرد ۲

زین گذرگه به کجا دل بندم
هرچه را می‌نگرم می‌گذرد ۳

در بغل نامهٔ عتقا دارم
خبرم بیخبرم می‌گذرد ۴

حلقه شد قامت و محرم نشدم
عمر بیرون درم می‌گذرد ۵

جادهٔ پی‌سپر تسلیمم
هر چه آید به سرم می‌گذرد ۶

ششجهت غلغل صور است اما
همه در گوش کرم می‌گذرد ۷

مژه‌ای باز نکردم هیهات
پر زدن زیر پرم می‌گذرد ۸

موج این‌بحر نفس راست نکرد
به وطن در سفرم می‌گذرد ۹

هر طرف سایه‌صفت می‌گذرم
یک شب بی‌سحرم می‌گذرد ۱۰

کاش با یأس توان ساخت چو بید
بی‌بری هم ز برم می‌گذرد ۱۱

دل ندانم به کجا می‌سوزد
دود شمعی ز سرم می‌گذرد ۱۲

خاکم امروز غبارانگیز است
پستی از بام و درم می‌گذرد ۱۳

کاروان الم و عیش کجاست
من ز خود می‌گذرم می‌گذرد ۱۴

چند چون شمع ‌نگریم‌ بیدل
انجمن از نظرم می‌گذرد ۱۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۵
کانال گوهرین در ایتا
۹۴۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۰۷۷ - باکه‌گویم چه قیامت به سرم می‌گذرد
گوهر بعدی:غزل ۱۰۷۹ - دل مباد افسرده تا برکس نگرددکار سرد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.