هوش مصنوعی: این شعر عرفانی و فلسفی از بیدل دهلوی، به مفاهیمی مانند عشق، وجود و عدم، رنج و فراز و نشیب‌های زندگی می‌پردازد. شاعر با استفاده از استعاره‌های زیبا مانند شمع، غنچه، و آیینه، به بیان احساسات عمیق و تأملات خود درباره‌ی هستی و نیستی می‌پردازد.
رده سنی: 16+ مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی موجود در شعر، برای درک و ارتباط برقرار کردن نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی دارد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و نمادهای پیچیده ممکن است برای خوانندگان جوان‌تر دشوار باشد.

غزل ۱۰۸۵ - خودسر به مرک گردن دعوی فرود کرد

خودسر به مرک گردن دعوی فرود کرد
چون سر نماند شمع قبول سجود کرد ۱

در سعی بذل‌ کوش‌ که اینجا خسیس هم
جان دادنش به حسرت جاوید جود کرد ۲

زان غنچهٔ خموش به آهنگ‌کاف و نون
سر زد تبسمی ‌که عدم را وجود کرد ۳

چندان خمار درد محبت نداشتم
بوی ‌گلی‌ که زخم مرا مشک‌سود کرد ۴

ای چرخ زحمت‌گره‌ کار من مبر
خواهد مه نوت سر ناخن‌کبود‌ کرد ۵

آیینه‌دار نقش قدم بود هستی‌ام
هرکس نظرفکند به من سرفرودکرد ۶

شد آبیار مزرع امکان گداز من
زین انجمن زیان زده‌ای شمع سودکرد ۷

خونم به دل ز بوی‌گلش می‌درد نقاب
رنگ آتشی‌ که داشت درین غنچه دود کرد ۸

تا انتظار صبح قیامت امان کراست
کار درنگ ما نفس سرد زود کرد ۹

هرکس به هرچه ساخت غنیمت شمرد وبس
یاس دوام‌، نوحهٔ ما را سرودکرد ۱۰

بیدل کتاب طالع نظاره خوانده‌ایم
مژگان هبوط داشت‌، تحیر صعود کرد ۱۱
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
کانال گوهرین در ایتا
۴۱۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۰۸۴ - وحشت ما را تعلق رام نتوانست کرد
گوهر بعدی:غزل ۱۰۸۶ - اول دل ستمزده قطع امیدکرد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.