هوش مصنوعی: این شعر به مضامینی مانند عشق، رنج، آزادی، جنون، وهم و فلسفه‌ی زندگی می‌پردازد. شاعر از دردها و رنج‌های درونی خود سخن می‌گوید و به دنبال رهایی از قید و بندهای دنیوی است. همچنین، مفاهیمی مانند غرور، صلح، جنگ و حقیقت وجودی انسان نیز در آن مطرح شده‌است.
رده سنی: 16+ مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات تلخ و انتقادی درباره‌ی زندگی و اجتماع نیاز به درک بالاتری از تجربیات انسانی دارد.

غزل ۱۱۳۷ - چو شمع از ساز من دیگرکدام آهنگ برخیزد

چو شمع از ساز من دیگرکدام آهنگ برخیزد
جبین بر خاک مالد گر ز رویم رنگ برخیزد ۱

مژه واکردن آسان نیست زبن خوابی ‌که من دارم
ز صیقل آینه پاها خورد تا زنگ برخیزد ۲

جهان ما و من ناموسگاه وهم می‌باشد
چه امکان است از اینجا رسم نام و ننگ برخیزد ۳

غرورش را بساط عجز ما آموخت رعنایی
که آتش در نیستان چون فتد آهنگ برخیزد ۴

گر آزادی درین زندان‌سرا تا کی به خون خفتن
دل بی‌مدعا از هر چه گردد تنگ برخیزد ۵

جنون زین دشت و در هر جا غبار وحشتم گیرد
کنم گردی که دور از من به صد فرسنگ برخیزد ۶

فلک در گردش‌ است از وهم ‌ممکن ‌نیست‌ وارستن
مگر از پیش چشم این کاسه‌های بنگ برخیزد ۷

به حرف و صوت ازین کهسار نتوان برد افسردن
قیامت صور بندد بر صدا تا سنگ برخیزد ۸

گرانجانی مکن تا ننگ خفّت‌ کم‌کشد همت
که هر کس مدتی یکجا نشیند لنگ برخیزد ۹

فریب صلح از تعظیم مغروران مخور بیدل
رگ ‌گردن چو برخیزد به عزم جنگ برخیزد ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
کانال گوهرین در ایتا
۴۳۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۱۳۶ - به این عجزم چه ز خاک حیاپرورد برخیزد
گوهر بعدی:غزل ۱۱۳۸ - چوگوهر قطره‌ام تاکی به آب افتدکه برخیزد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.