هوش مصنوعی: این شعر از بیدل دهلوی، شاعر فارسی‌زبان، به مضامینی مانند عشق، آشتی، صبر، تقدیر و فلسفه زندگی می‌پردازد. در آن از استعاره‌ها و تصاویر شاعرانه مانند «حلوای آشتی»، «خاک غبارخیز» و «میوه آفتاب» استفاده شده است. شاعر به مفاهیمی مانند ناامنی درونی، انتظار و رسیدن به حقیقت اشاره می‌کند و در نهایت، از بخشش و رازگشایی سخن می‌گوید.
رده سنی: 16+ مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از استعاره‌ها و واژه‌های به کار رفته نیاز به دانش ادبی و تجربه زندگی بیشتری دارند.

غزل ۱۱۵۸ - جایی‌ که شکوه‌ها به صف زیر و بم رسد

جایی‌ که شکوه‌ها به صف زیر و بم رسد
حلوای آشتی است دو لب‌گر به هم رسد ۱

پوشیدن است چشم ز خاک غبارخیز
زان سفله شرم‌کن‌ که به جاه وحشم رسد ۲

تغییر وضع ما ز تریهای فطرت است
خط بی‌نسق شود چو به اوراق نم رسد ۳

ساغرکش و، عیارکمال دماغ‌گیر
تا میوه آفتاب نخورده است کم رسد ۴

ناایمنی به عالم دل نارسیدن است
آهو ز رم برآید اگرتا حرم رسد ۵

در دست جهد نیست عنان سبک‌روان
هرجا رسد خیال و نظر بی‌قدم رسد ۶

قسمت نفس‌شمار درنگ و شتاب نیست
باور مکن ‌که نان شبت صبحدم رسد ۷

ای‌ زندگی به حسرت وصل اضطراب چیست
بنشین دمی‌ که قاصد ما از عدم رسد ۸

هنگام انفعال حزین است لاف مرد
چون نم‌کشیدکوس برآواز خم رسد ۹

یک قطره درمحیط تهی ازمحیط نست
ما را ز بخشش تو که داری چه کم رسد ۱۰

بیدل ‌گشودن لبت افشای راز ماست
معنی به خط ز جاده شق قلم رسد ۱۱
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
کانال گوهرین در ایتا
۴۴۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۱۵۷ - کیست‌ کز جهد به آن انجمن ناز رسد
گوهر بعدی:غزل ۱۱۵۹ - سحر طلو‌ع گل دعا که مراد اهل همم رسد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.