هوش مصنوعی: این متن به مضامینی مانند رنج‌های زندگی، حیرت و سردرگمی انسان در جهان، آرزوهای دست‌نیافتنی، و ناامیدی از سرنوشت می‌پردازد. همچنین، اشاراتی به مفاهیم عرفانی مانند جدایی از قید جسم و حقیقت فراتر از اختلافات دینی دارد. شاعر از درد عشق و انتظار می‌گوید و به ناپایداری دنیا اشاره می‌کند.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آن برای مخاطبان جوان‌تر دشوار خواهد بود. همچنین، لحن غمگین و ناامیدانه‌ی آن ممکن است برای سنین پایین مناسب نباشد.

غزل ۱۱۹۷ - خیال نامد!ری تا کیت خاطرنشین باشد

خیال نامد!ری تا کیت خاطرنشین باشد
چه‌لازم سر‌نوشتت‌چون نگین زخم جبین باشد ۱

درین‌ وادی به حیرت هم میسر نیست آسودن
همه‌گر خانهٔ آیغغه‌گردی حکم زین باشد ۲

طراوت آرزو داری ز قید جسم بیرون آ
که سرسبزی نبیند دانه تا زیر زمین باشد ۳

به خود پیچیدن ما نیست بی‌انداز پروازی
کمند موج ما را یکنفس ‌گرداب چین باشد ۴

به‌قدر جهد معراجی‌ست ما را ورنه آتش هم
به راحت‌ گر زند خاکسترش بالانشین باشد ۵

به حیرت رفته ‌است‌ از خویش‌ اگر شمع‌ست‌ اگر محفل
نشاط هر دو عالم یک نگاه واپسین باشد ۶

غباری نیست از پست و بلند موج دریا را
حقیقت .بی‌نیاز ز اختلاف کفر و دین باشد ۷

پی قتلم چه دامن برزند شوخی‌ که در دستش
هجوم جوهر شمشیر چین آستین باشد ۸

ز چشم تر مآل انتظار شوق پرسیدم
جگر خون ‌گشت ‌و گفت‌: ‌احوال‌ مشتاقان‌ چنین‌ باشد ۹

فرو رو پر خاک ای سرگران نشئهٔ خست
ز قارون نام هم ‌کم نیست بر روی زمین ‌باشد ۱۰

محال‌ است اینکه عجز از طینت ما رخت بربندد
سحر گر صد فلک بالد همان‌ آه حزین باشد ۱۱

ندارم نشئهٔ دیگر به هر سرگشتگی بیدل
چوگردابم درین‌محفل خط‌ساغر همین باشد ۱۲
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۲
کانال گوهرین در ایتا
۴۴۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۱۹۶ - دل انجمن محرم و بیگانه نباشد
گوهر بعدی:غزل ۱۱۹۸ - بپرهیز از حسد تا فضل یزدانت قرین باشد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.