هوش مصنوعی:
این شعر از بیدل دهلوی، به مفاهیمی مانند عشق، فنا، تسلیم در برابر سرنوشت، و ناپایداری دنیا میپردازد. شاعر از عشق و حیرت در برابر هستی سخن میگوید و به ناتوانی انسان در برابر تقدیر اشاره میکند. همچنین، از ناپایداری زندگی و بیوفایی دنیا شکوه میکند.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی موجود در شعر، نیاز به درک و تجربهی بالاتری دارد و ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار یا نامفهوم باشد.
غزل ۱۲۰۱ - ما راکه نفس آینه پرداخته باشد
ما راکه نفس آینه پرداخته باشد
تدبیر صفا حیرت بیساخته باشد ۱
فرداست که زیر سپر خاک نهانیم
گو تیغ تو هم به سپهر آخته باشد ۲
تسلیم سرشتیم رعونت چه خیال است
مو تا به کجا گردنش افراخته باشد ۳
با طینت ظالم چه کند ساز تجرّد
ماری به هوس پوستی انداخته باشد ۴
شور طلب از ما به فنا هم نتوان برد
خاکستر عاشق قفس فاخته باشد ۵
بی بوی گلی نیست غبار نفس امروز
یاد که در اندیشهٔ ما تاخته باشد ۶
دلدار گذشت و خبر از دل نگرفتیم
این آینهای نیست که نگداخته باشد ۷
از شرم نثار تو به این هستی موهوم
رنگی که ندارم چقدر باخته باشد ۸
بیدل به هوس دامنت ازکف نتوان داد
ای کاش کسی قدر تو نشناخته باشد ۹
تدبیر صفا حیرت بیساخته باشد ۱
فرداست که زیر سپر خاک نهانیم
گو تیغ تو هم به سپهر آخته باشد ۲
تسلیم سرشتیم رعونت چه خیال است
مو تا به کجا گردنش افراخته باشد ۳
با طینت ظالم چه کند ساز تجرّد
ماری به هوس پوستی انداخته باشد ۴
شور طلب از ما به فنا هم نتوان برد
خاکستر عاشق قفس فاخته باشد ۵
بی بوی گلی نیست غبار نفس امروز
یاد که در اندیشهٔ ما تاخته باشد ۶
دلدار گذشت و خبر از دل نگرفتیم
این آینهای نیست که نگداخته باشد ۷
از شرم نثار تو به این هستی موهوم
رنگی که ندارم چقدر باخته باشد ۸
بیدل به هوس دامنت ازکف نتوان داد
ای کاش کسی قدر تو نشناخته باشد ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۳۶۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۲۰۰ - جمعیت از آن دلکه پریشان تو باشد
گوهر بعدی:غزل ۱۲۰۲ - چشمی که بر آن جلوه نظر داشته باشد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.