هوش مصنوعی: این شعر از بیدل دهلوی، بیانگر حالتی از حیرت، ناامیدی و سردرگمی شاعر در برابر تحولات زندگی و عشق است. او از تغییرات درونی خود، از خاک به خون شدن، از دست دادن امیدها و آرزوها، و ناتوانی در درک علت این تحولات سخن می‌گوید. شاعر به شکست عشق، نابودی امیدها و احساس پوچی اشاره می‌کند و در نهایت، تنها ندامت را همراه خود می‌یابد.
رده سنی: 16+ متن دارای مضامین عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای نوجوانان کم‌سن‌وسال دشوار است. همچنین، لحن غمگین و ناامیدانه‌ی شعر ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر سنگین باشد. سن 16 سال به بالا به دلیل بلوغ فکری و عاطفی مناسب‌تر است.

غزل ۱۲۷۰ - حاصلم زبن مزرع بی‌بر نمی‌دانم چه شد

حاصلم زبن مزرع بی‌بر نمی‌دانم چه شد
خاک بودم خون شدم دیگر نمی‌دانم چه شد ۱

ناله بالی می‌زند دیگر مپرس از حال دل
رشته در خون می‌تپدگوهر نمی‌دانم چه شد ۲

ساخنم با غم دماغ ساغر عیشم نماند
در بهشت آتش زدم کوثر نمی‌دانم چه شد ۳

محرم عجز آشناییهای حیرت نیستیم
اینقدر دانم‌که سعی پر نمی‌دانم چه شد ۴

بیش ازبن در خلوت تحقیق وصلم بار نیست
جستجوها خاک شد دیگر نمی‌دانم چه شد ۵

مشت خونی ‌کز تپیدن صد جهان امید داشت
تا درت دل بود آنسوتر نمی‌دانم چه شد ۶

سیر حسنی دآشتم در حیوت‌آباد خفال
تا شکست آیینه‌ام دلر نمی‌دانم چه شد ۷

دی من و صوفی به درس معرفت پرداختیم
او رقم‌کم‌کرد و من دفتر نمی‌دانم چه شد ۸

بیدماغ طاقت از سودای هستی فارغ‌ است
تا چو اشک از پا فتادم سر نمی‌دانم چه شد ۹

بیدل اکنون با خودم غیراز ندامت هیج نعست
آنچه بی‌خود داشتم در بر نمی‌دانم چه شد ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
کانال گوهرین در ایتا
۴۰۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۲۶۹ - حال دل از دوری دلبر نمی‌دانم چه شد
گوهر بعدی:غزل ۱۲۷۱ - ز وهم متهم ظرف کم نخواهی شد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.