هوش مصنوعی: این شعر از بیدل دهلوی، بیانگر احساسات عمیق شاعر دربارهٔ دوری از یار، ناتوانی در وصال، و دردهای روحی و عاطفی است. شاعر از مفاهیمی مانند دعا، وصل، حُسن اجابت، و عشق الهی سخن می‌گوید و با استفاده از استعاره‌ها و تصاویر شعری، حالات درونی خود را به تصویر می‌کشد.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن‌ها به بلوغ فکری و تجربهٔ زندگی نیاز دارد. همچنین، برخی از استعاره‌ها و اشارات فلسفی ممکن است برای خوانندگان جوان‌تر دشوار باشد.

غزل ۱۲۸۷ - پر مفلسم به من چه نوا می‌توان رساند

پر مفلسم به من چه نوا می‌توان رساند
جایی نرفته‌ام که دعا می‌توان رساند ۱

دورم ز وصل یار به خود هم نمی‌رسم
یاران مرا دگر به‌ کجا می‌توان رساند ۲

پوشیده نیست آنهمه‌ گرد سراغ من
چشمی چو آبله ته پا می‌توان رساند ۳

یار از نظر چو مصرع برجسته می‌رود
فرصت بدیهه‌جوست مرا می‌توان رساند ۴

ای ساکنان میکده ننگ ترحم است
ما را اگر به خانهٔ ما می‌توان رساند ۵

نقش خیال عالم آب است خوب و زشت
کز یک عرق دماغ حیا می‌توان رساند ۶

شام و سحر کمینگه حُسن اجابت است
آیینه‌ای به دست دعا می‌توان رساند ۷

در عالمی‌که ضبط نفس راهبر شود
بی‌مرگ بنده را به خدا می‌توان رساند ۸

بیمغزی هوس الم جاه می‌کشد
مکتوب استخوان به هما می‌توان رساند ۹

پی‌کرده است گم به چمن خون بیدلان
آبی به باغبان حنا می‌توان رساند ۱۰

گل در بغل به یاد جمال تو خفته‌ایم
از خاک ما چمن به جلا می‌توان رساند ۱۱

ما بوالفضول ‌کعبه و بتخانه نیستیم
این یک دماغ در همه جا می‌توان رساند ۱۲

عهدی نبسته‌ایم به فرصت درین چمن
از ما سلام‌گل به وفا می‌توان رساند ۱۳

بید‌ل دماغ ناز فلک پر بلند نیست
گرد خود اندکی به هوا می‌توان رساند ۱۴
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۴
کانال گوهرین در ایتا
۳۹۱
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۲۸۶ - ز تخمت چه نشو و نما می‌دمد
گوهر بعدی:غزل ۱۲۸۸ - به هرجا باغبان در یاد مستان تاک بنشاند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.