هوش مصنوعی: این شعر از بیدل دهلوی، با استفاده از تصاویر پیچیده و استعاره‌های عمیق، به موضوعاتی مانند حقیقت و باطل، جستجوی معنوی، رنج انسان، و ناپایداری زندگی می‌پردازد. شاعر از مفاهیمی مانند بحر جنون، شهیدان ادب، و نقش بی‌حاصل برای بیان احساسات خود استفاده می‌کند.
رده سنی: 18+ متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آن‌ها نیاز به بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی دارد. همچنین، استفاده از استعاره‌های پیچیده ممکن است برای خوانندگان جوان دشوار باشد.

غزل ۱۳۶۶ - غافلی چند که نقش حق وباطل بستند

غافلی چند که نقش حق وباطل بستند
هرچه بستند بر این طاق و سرا، دل بستند ۱

سعی غواص در این بحر جنون‌پیمایی‌ ست
آرمیدن‌گهری بود به ساحل بستند ۲

چون سحر مرهم کافور شهیدان ادب
لب زخمی‌ست که از شکوهٔ قاتل بستند ۳

پی مقصد به چه امیدکسی بردارد
نامه‌ای بود تپش بر پر بسمل بستند ۴

شعله تا بال‌ کشد دود برون تاخته است
بار ما پیشتر از بستن محمل بستند ۵

جوهر گل همه در شوخی اجزا صرف است
آنچه از دانه‌گشودند به حاصل بستند ۶

ره نبردم به تمیز عدم و هستی خویش
این دو آیینه به هم سخت مقابل بستند ۷

عمر چون شمع به واماندگی‌ام طی‌گردید
نامهٔ جادهٔ من بر سر منزل بستند ۸

بی‌تکلٌف نه حبابی‌ست در این بحر نه موج
نقش بیحاصلی ماست‌که زایل بستند ۹

جرأت از محو بتان راست نیاید بیدل
حیرت آینه دستی‌ست ‌که بر دل بستند ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
کانال گوهرین در ایتا
۳۹۱
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۳۶۵ - آرزو سوخت نفس آینهٔ دل بستند
گوهر بعدی:غزل ۱۳۶۷ - هرجا تپش شمع درین خانه نهفتند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.