هوش مصنوعی: این شعر از عرفی بیانگر فرار مفاهیم مختلف مانند عشق، کفر، شادی، ادب و آزادی در اثر طوفان احساسات و تجربیات عرفانی است. شاعر با تصاویر پراحساس، از گریختن این عناصر در لحظات مختلف زندگی سخن می‌گوید.
رده سنی: 16+ محتوا دارای مفاهیم عمیق عرفانی و ادبی است که درک آن به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کلاسیک نیاز دارد. همچنین، برخی از اصطلاحات و مفاهیم ممکن است برای خوانندگان جوانتر پیچیده باشد.

غزل ۳۸ - نعره زد عشق دین ما بگریخت

نعره زد عشق دین ما بگریخت
کفر نیز از کمین ما بگریخت ۱

بسکه شد ابر گریه آتشبار
تخم عیش از زمین ما بگریخت ۲

در دم نزع یار غم گردیم
نفس واپسین ما بگریخت ۳

باز کردیم دیده بر رخ دوست
نگه شرمگین ما بگریخت ۴

زآتش دل چراغ بر کردیم
سایه از همنشین ما بگریخت ۵

شوق دیدار حمله ای آورد
ادب از آستین ما بگریخت ۶

دستی از آستین برون کردیم
نام آز از نگین ما بگریخت ۷

دست عرفی نقاب راز گشود
خرد تیزبین ما بگریخت ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
کانال گوهرین در ایتا
۴۹۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۳۷ - صد چشمه ی زهر از لب داغ دل ما ریخت
گوهر بعدی:غزل ۳۹ - عشق ناوک ریز و یک مویم تهی از یار نیست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.