هوش مصنوعی:
شاعر در این متن عشق و دلباختگی خود را به معشوق (دوست) بیان میکند و اعلام میکند که حتی اگر سالها از دیدار محروم بماند، باز هم چشم به راه او خواهد بود. او تأکید میکند که عشقش چنان عمیق است که تا قیامت ادامه خواهد یافت و هیچ چیز نمیتواند او را از این عشق بازدارد.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن به بلوغ فکری و احساسی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای عرفانی ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۱۲۲ - گر شوم صد سال محروم از نگاه روی دوست
گر شوم صد سال محروم از نگاه روی دوست
دیده نگشایم مگر وقتی که آیم سوی دوست ۱
تا قیامت هر سر مویم جدا در خون تپد
گر به آرامم نباشد رخصت از سرکوی دوست ۲
ای مسیحا زانو از لطفم به زیر سر منه
عهد این شوریده سر مشکن به خشت کوی دوست ۳
از کمال خرمی عاشق نگنجد در کفن
گر نسیمی آید و گوید که دارم بوی دوست ۴
کس نمی پیچد ز عرض مهر عرفی، منع بس
من ز دل پرسیده ام ، او می شناسد خوی دوست ۵
دیده نگشایم مگر وقتی که آیم سوی دوست ۱
تا قیامت هر سر مویم جدا در خون تپد
گر به آرامم نباشد رخصت از سرکوی دوست ۲
ای مسیحا زانو از لطفم به زیر سر منه
عهد این شوریده سر مشکن به خشت کوی دوست ۳
از کمال خرمی عاشق نگنجد در کفن
گر نسیمی آید و گوید که دارم بوی دوست ۴
کس نمی پیچد ز عرض مهر عرفی، منع بس
من ز دل پرسیده ام ، او می شناسد خوی دوست ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۴۵۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۲۱ - جز در پناه وصل و دل استوار دوست
گوهر بعدی:غزل ۱۲۳ - با مهر و با محبت و با آرزوی دوست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.