هوش مصنوعی:
این متن به ناپایداری دنیا و گذرا بودن قدرت و ثروت اشاره دارد. شاعر از نابودی تاج و تخت سلیمان و اسکندر یاد میکند و بر بیثباتی زندگی تأکید میکند. همچنین، به دردها و رنجهای زندگی اشاره شده و توصیه میشود که از فرصتها استفاده کنیم. در بخشی دیگر، از عشق و زیبایی معشوق سخن به میان آمده و دیوانگی عاشق بیان شده است.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آن برای نوجوانان کمسال دشوار است. همچنین، برخی از اشارات به ناپایداری دنیا و مرگ ممکن است برای کودکان نامناسب باشد.
غزل ۳۹ - چه خواهی ز دفتر تو ای خاک بر سر
چه خواهی ز دفتر تو ای خاک بر سر
چو خشت است بالین و خاکست بر سر ۱
کجا رفت تاج و نگین سلیمان
کجا رفت باد و بروت سکندر ۲
شد افسار سرگشتگی تا قیامت
اجل گشتهای را که دادند افسر ۳
همه دردسر بود تاج مرصع
همه داغ دل بود باغ مشجر ۴
به دامت اگر دشمن افتاد، سر ده
بکامت اگر دوست افتاد بگذر ۵
مده فرصت از دست دیگر که هم را
عجب دانم ار باز ببینیم دیگر ۶
به شوخی اسیرم که نبود چو اوئی
نه در هشت خلد و نه در هفت کشور ۷
براندازد از رخ شبی ار نقابی
بر انگیزد از هر طرف روز محشر ۸
سرش بیقرار است از سنبل گل
برش بینیاز است از مشک و عنبر ۹
اگر شمعی افروخت دیوانه باشد
کسی را که ماهی چنین آید از در ۱۰
چو خشت است بالین و خاکست بر سر ۱
کجا رفت تاج و نگین سلیمان
کجا رفت باد و بروت سکندر ۲
شد افسار سرگشتگی تا قیامت
اجل گشتهای را که دادند افسر ۳
همه دردسر بود تاج مرصع
همه داغ دل بود باغ مشجر ۴
به دامت اگر دشمن افتاد، سر ده
بکامت اگر دوست افتاد بگذر ۵
مده فرصت از دست دیگر که هم را
عجب دانم ار باز ببینیم دیگر ۶
به شوخی اسیرم که نبود چو اوئی
نه در هشت خلد و نه در هفت کشور ۷
براندازد از رخ شبی ار نقابی
بر انگیزد از هر طرف روز محشر ۸
سرش بیقرار است از سنبل گل
برش بینیاز است از مشک و عنبر ۹
اگر شمعی افروخت دیوانه باشد
کسی را که ماهی چنین آید از در ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
۵۲۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۸ - شورش دوشین ما از می و ساغر نبود
گوهر بعدی:غزل ۴۰ - آن برو رویست یا نور است یا قرص قمر
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.