هوش مصنوعی:
این شعر عرفانی-انتقادی از حافظ، به نقد ریاکاری و زهدنمایی در مسیر عرفان میپردازد. شاعر با کنایه از تظاهر به دینداری و عرفان سخن میگوید و حقیقت جویی را میستاید. او از عشق الهی و زیباییهای جهان سخن میگوید و خود را از ریاکاران متمایز میکند.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و انتقادات اجتماعی موجود در شعر نیاز به درک و بلوغ فکری دارد. همچنین استفاده از استعارههای پیچیده و مفاهیم فلسفی برای مخاطبان زیر 16 سال ممکن است قابل درک نباشد.
غزل ۸۸ - ای که در ره عرفان مستمند برهانی
ای که در ره عرفان مستمند برهانی
ترسمت چو خر در گل عاقبت فرو مانی ۱
سبحه زهد و سالوسی، خرقه زرق و شیادی
آه ازین خدا ترسی، داد از این مسلمانی ۲
مشکل ار بکف آری، بعد از این بدشواری
آنچه دادهای از کف پیش از ین بآسانی ۳
این ضیا ندارد مه این صفا ندارد گل
کس بتو نمیمٰاند تو بکس نمیمانی ۴
روشنی طور است این یا فروغ آن چهره
موج بحر نور است این یا ریاض پیشانی ۵
ای هلاک چشمت من تا بچند مخموری
ای اسیر زلفت دل تا به کی پریشانی ۶
کرده از دل و جانت، ای جهان زیبائی
آسمٰان زمین بوسی، آفتاب دربانی ۷
نیستم چو نامردان در لباس رعنائی
سرکش و سرافرازم شعله سان به عریانی ۸
کار من رضی از زهد چونکه بر نمیآید
میروم تلافی را بعد ازین به رهبانی ۹
ترسمت چو خر در گل عاقبت فرو مانی ۱
سبحه زهد و سالوسی، خرقه زرق و شیادی
آه ازین خدا ترسی، داد از این مسلمانی ۲
مشکل ار بکف آری، بعد از این بدشواری
آنچه دادهای از کف پیش از ین بآسانی ۳
این ضیا ندارد مه این صفا ندارد گل
کس بتو نمیمٰاند تو بکس نمیمانی ۴
روشنی طور است این یا فروغ آن چهره
موج بحر نور است این یا ریاض پیشانی ۵
ای هلاک چشمت من تا بچند مخموری
ای اسیر زلفت دل تا به کی پریشانی ۶
کرده از دل و جانت، ای جهان زیبائی
آسمٰان زمین بوسی، آفتاب دربانی ۷
نیستم چو نامردان در لباس رعنائی
سرکش و سرافرازم شعله سان به عریانی ۸
کار من رضی از زهد چونکه بر نمیآید
میروم تلافی را بعد ازین به رهبانی ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۴۹۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۸۷ - نه رسم دیر و نه آئین کعبه میدانی
گوهر بعدی:غزل ۸۹ - هجران اگر نکردی آهنگ زندگانی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.