هوش مصنوعی:
شاعر از احساس تنهایی و بیگانگی با دیگران میگوید و بیان میکند که افسانههایش دیگر شنیده نمیشوند. او در غم ویرانههای زندگی خود دیوانه شده است، اما افسوس میخورد که حتی ویرانهها نیز برای او باقی نماندهاند.
رده سنی:
16+
متن حاوی مفاهیم عمیق عاطفی مانند تنهایی، ناامیدی و دیوانگی است که درک آنها برای مخاطبان جوانتر دشوار بوده و ممکن است بر روحیه آنها تأثیر منفی بگذارد. همچنین، این نوع مضامین معمولاً برای سنین بالاتر که تجربه زندگی بیشتری دارند، قابل درک و ارتباطپذیرتر است.
رباعی ۵۲ - ما را سر و برگ خویش و بیگانه نماند
ما را سر و برگ خویش و بیگانه نماند
زان افسونهٰا بغیر افسانه نماند ۱
دیوانه شدم در غم ویرانهٔ خویش
افسوس که ویرانه به دیوانه نماند ۲
زان افسونهٰا بغیر افسانه نماند ۱
دیوانه شدم در غم ویرانهٔ خویش
افسوس که ویرانه به دیوانه نماند ۲
قالب: رباعی
تعداد ابیات: ۲
۴۴۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:رباعی ۵۱ - تا چند رضی به گیر و دارت دارند
گوهر بعدی:رباعی ۵۳ - صد شکر که یادت همه از یادم برد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.