هوش مصنوعی: این متن شعری عرفانی است که از عشق و شوریدگی سخن می‌گوید. شاعر از محفلی می‌گوید که با می (شراب معنوی) گرم می‌شود و هر جا که غم و داغی وجود دارد، آن را می‌سوزاند. او از نسیمی یاد می‌کند که با وزیدن، هر چه را در مسیرش باشد می‌سوزاند و از عشقی سخن می‌گوید که حتی زانوی شوریده‌اش را می‌سوزاند. شعر به مفاهیمی مانند عرفان، عشق الهی، و وحدت وجود اشاره دارد.
رده سنی: 18+ متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و استعاره‌های پیچیده است که درک آن‌ها به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات عرفانی نیاز دارد. همچنین، برخی از واژه‌ها مانند «می» ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر گمراه‌کننده باشد.

غزل ۱۶۶ - خوش آن محفل که از می گر سرایم رو بسوزاند

خوش آن محفل که از می گر سرایم رو بسوزاند
به هر جانب که غلتم داغ در پهلو بسوزاند ۱

میا در باغ ما رضوان که نخل آرای این گلشن
به هر جانب که رو آرد، نسیمش رو بسوزاند ۲

لبم گر با ترنم آشنا گردد در این معنی
صد آتش خانه از یک نعره ی یا هو بسوزاند ۳

ز بهر عافیت زانو نرنجانی که از گرمی
سر شوریده ی من عشق را زانو بسوزاند ۴

اگر یک دم نفس در دل نگهدارم، ز هر مویم
جهد برقی که چندین خانه از هر سو بسوزاند ۵

چنان با نیک و بد عرفی، به سر بر کز پس مردن
مسلمانت به زمزم شوید و هندو بسوزاند ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
کانال گوهرین در ایتا
۱۶۷۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۶۵ - ذوق در خاک تپیدن اگر از دل برود
گوهر بعدی:غزل ۱۶۷ - نرنجم گر به بالینم مسیحا دیر می آید
نظرها و حاشیه ها
علی اصغر عراقی
۱۴۰۰/۸/۴ ۰۳:۳۳

خالطوا الناس مخالطة ان متم معها بکو علیکم و ان عشتم حنوا الیکم . حکمت ۱۰ نهج‌البلاغه امیر المومنین
با مردم آنگونه معاشرت کنید که اگر مردید بر شما اشک ریزند و اگر زنده ماندید با اشتیاق سوی شما آیند