هوش مصنوعی:
این متن به موضوع عشق و فداکاری در راه آن، بخشش گناهان، و امید به رحمت الهی میپردازد. شاعر از عشق به عنوان جرمی یاد میکند که خداوند آن را میبخشد و از بخشش گناهان توسط خداوند و اهل دل سخن میگوید. همچنین، به موضوعات دیگری مانند شفا، دعا، و رابطهی بین فقر و بخشش اشاره میشود.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و دینی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و استعارههای به کار رفته نیاز به درک ادبی بالاتری دارند.
غزل ۱۸۸ - فتادگان سر خود را به خاک پا بخشند
فتادگان سر خود را به خاک پا بخشند
به جان خرند شهادت که خون بها بخشند ۱
خدا گواست که گرجرم ما همین عشق است
گناه گبر و مسلمان به جرم ما بخشند ۲
مریض عشق به زنجیر بند نتوان کرد
در آن دیار که بیمار را شفا بخشند ۳
نظر ز ننگ بدزدد گدای کوچهء عشق
از آن متاع که در سایهء هما بخشند ۴
ز روز حشر چه غم کز جزا بود ترسم
که عذر ما نپذیرند و جرم ما بخشند ۵
چه مایه شکر گزاریت کنیم اگر زهاد
خطای ما به زبر دستی قضا بخشند ۶
دعای بی اثری دارم و هزاران جرم
مگر مرا به تهی دستی دعا بخشند ۷
چه خواهی ای ملک از اهل دل، شکنجه بس است
عطیه ها که پذیرفته اند وابخشند ۸
نخست گوهر خویش آیدش محبت، اگر
کلید گنج گدایی به پادشا بخشند ۹
بضاعتی به کف آور، که ترسمت فردا
به خوی فشاندن پیشانی چه ها بخشند ۱۰
به اهل فیض نشین ، در حریم گلشن عشق
که کر نسیم صبا خوش کنی صبا بخشند ۱۱
به گاه عفو گناه، از پی رعایت دل
جزای خویش دهندت، ز شرم ما بخشند ۱۲
امید هست که بیگانگی عرفی را
به دوستی سخن های آشنا بخشند ۱۳
به جان خرند شهادت که خون بها بخشند ۱
خدا گواست که گرجرم ما همین عشق است
گناه گبر و مسلمان به جرم ما بخشند ۲
مریض عشق به زنجیر بند نتوان کرد
در آن دیار که بیمار را شفا بخشند ۳
نظر ز ننگ بدزدد گدای کوچهء عشق
از آن متاع که در سایهء هما بخشند ۴
ز روز حشر چه غم کز جزا بود ترسم
که عذر ما نپذیرند و جرم ما بخشند ۵
چه مایه شکر گزاریت کنیم اگر زهاد
خطای ما به زبر دستی قضا بخشند ۶
دعای بی اثری دارم و هزاران جرم
مگر مرا به تهی دستی دعا بخشند ۷
چه خواهی ای ملک از اهل دل، شکنجه بس است
عطیه ها که پذیرفته اند وابخشند ۸
نخست گوهر خویش آیدش محبت، اگر
کلید گنج گدایی به پادشا بخشند ۹
بضاعتی به کف آور، که ترسمت فردا
به خوی فشاندن پیشانی چه ها بخشند ۱۰
به اهل فیض نشین ، در حریم گلشن عشق
که کر نسیم صبا خوش کنی صبا بخشند ۱۱
به گاه عفو گناه، از پی رعایت دل
جزای خویش دهندت، ز شرم ما بخشند ۱۲
امید هست که بیگانگی عرفی را
به دوستی سخن های آشنا بخشند ۱۳
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۳
۴۳۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۸۷ - این صفا حسن و محبت ز هم اندوخته اند
گوهر بعدی:غزل ۱۸۹ - عزت گیتی اگر صحبت یوسف باشد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.