هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عرفانی از عرفی شیرازی بیانگر درد عشق، جدایی و رازهای نهفته در دل است. شاعر از عشق جانفرسا، غم و یغما سخن میگوید و به دنبال نشانهای از دل عارفانه است.
رده سنی:
16+
محتوا دارای مضامین عرفانی و عاشقانه عمیق است که درک آن ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند 'ناحق کشتگان' و 'یغما' نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارند.
غزل ۲۲۶ - حدیث عشق جان فرسا بگویید
حدیث عشق جان فرسا بگویید
به دزدان این سخن اما بگویید ۱
متاع من نمی ارزد به تاراج
حکایت با من از یغما بگویید ۲
به طور ما نگنجد منع دیدار
ولی این راز با موسی بگویید ۳
قیامت را ز پی بستیم و رفتیم
دگر افسانهٔ فردا بگویید ۴
چه باشد جان فسان این حکایت
به دست و آستین ما بگویید ۵
چو ناحق کشتگان او شمارند
به حق زخم او، کز ما بگویید ۶
نشانی از دل عرفی بیاور
دگر غم را جهان بنما بگویید ۷
به دزدان این سخن اما بگویید ۱
متاع من نمی ارزد به تاراج
حکایت با من از یغما بگویید ۲
به طور ما نگنجد منع دیدار
ولی این راز با موسی بگویید ۳
قیامت را ز پی بستیم و رفتیم
دگر افسانهٔ فردا بگویید ۴
چه باشد جان فسان این حکایت
به دست و آستین ما بگویید ۵
چو ناحق کشتگان او شمارند
به حق زخم او، کز ما بگویید ۶
نشانی از دل عرفی بیاور
دگر غم را جهان بنما بگویید ۷
وزن:
مستفعلتن مستفعلتن
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۴۴۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۲۵ - خرد دارالشفای جهل، محنت خانه می سازد
گوهر بعدی:غزل ۲۲۷ - در محبت لب خشک و دل تر می خندد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.