هوش مصنوعی: این متن شعری است که به بیان احساسات عاشقانه و ناامیدی از عشق می‌پردازد. شاعر از هوای معشوق، تبسم او و تأثیراتش بر جان خود سخن می‌گوید، اما در عین حال از محال بودن مراد و نبود وفا در رابطه شکایت دارد. همچنین، اشاره‌ای به گذرا بودن فرصت‌ها و ناامیدی از سعادت دارد.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عاشقانه و فلسفی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، لحن غمگین و ناامیدانه‌ی شعر ممکن است برای کودکان و نوجوانان کم‌سن‌وسال مناسب نباشد.

غزل ۲۶۸ - چه پرسی ام که به جانت هوای ما چه کند

چه پرسی ام که به جانت هوای ما چه کند
در آن چمن که گل آتش بود، صبا چه کند ۱

تبسم تو که ناسور را دهد مرهم
به سینه نیش زند، نیش غمزه را چه کند ۲

هزار گونه مراد محال می طلبی
تو خود بگو که اجابت به این دعا چه کند ۳

مجو سعادت طالع، دمی، که فرصت نیست
چو سر بریده شود، سایهٔ هما چه کند ۴

بگو وفا نکند دوست با منش، عرفی
نمی شود به وفا آشنا، وفا چه کند ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
کانال گوهرین در ایتا
۴۷۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۲۶۷ - ز ننگ عافیت بازم دل شرمنده می سوزد
گوهر بعدی:غزل ۲۶۹ - زاهد بتکدهٔ عشق هراسان نرود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.