هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه و عرفانی، بیانگر درد و رنج عشق، هجران و دل‌تنگی است. شاعر با تصاویر زیبا و استعاره‌های عمیق، حالات روحی خود را در مواجهه با عشق و جدایی توصیف می‌کند. او از جرعه‌های عشق، غبار غم، دل‌سوختگی و دیوانگی می‌گوید و در نهایت، خود را به پروانه‌ای تشبیه می‌کند که در آتش عشق می‌سوزد و می‌رقصد.
رده سنی: 16+ متن دارای مضامین عاشقانه و عرفانی عمیق است که درک آن‌ها به بلوغ فکری و عاطفی نیاز دارد. همچنین، برخی از تصاویر و استعاره‌ها ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر پیچیده باشد.

غزل ۳۵۲ - هوشم به نگاهی برد، جانانه چنین باید

هوشم به نگاهی برد، جانانه چنین باید
یک جرعه خرابم کرد، پیمانه چنین باید ۱

تا کرد بنا عشقت، افسانهٔ هجران را
در خواب فنا رفتم، افسانه چنین باید ۲

از بس که غبار غم، از سینه بشد رُفته
تا زانوی دل گرد است، این خانه چنین باید ۳

بیگانه به دور من، رخساره کند پنهان
رنجش نتوان کردن، بیگانه چنین باید ۴

نادیده جمال او، مهرش ز دلم سر زد
ناکاشته می‌روید، این دانه چنین باید ۵

می‌بینم و می‌جویم، می‌چینم و می‌ریزم
می‌خندم و می‌گریم، دیوانه چنین باید ۶

در خون، جگرِ عرفی، می‌غلتد و می‌سوزد
در آتش خود رقصد، پروانه چنین باید ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۷۶۱
این گوهر را بشنوید
خوانش

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۳۵۱ - آن کس که مرا با دل غمناک بر آورد
گوهر بعدی:غزل ۳۵۳ - کی دلم شاد از می ناب و نوای نی شود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.