هوش مصنوعی: این شعر بیانگر احساسات عمیق و پیچیده‌ای مانند عشق، ناامیدی، جنون، و حیرت است. شاعر از دل‌سردی، طلب، و ناله‌های درونی خود سخن می‌گوید و از خیال‌های دور و دراز و جراحت‌های روحی خود پرده برمی‌دارد. همچنین، او به صنعت و هنر اشاره می‌کند که گاه نه تنها تسکین‌دهنده نیست، بلکه بر دردها می‌افزاید.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عاطفی و فلسفی است که درک آن‌ها نیاز به بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی دارد. همچنین، برخی از مضامین مانند ناامیدی و جنون ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر سنگین باشد.

غزل ۱۴۰۵ - نشد آنکه شعلهٔ وحشتی به دل فسرده فسون‌کند

نشد آنکه شعلهٔ وحشتی به دل فسرده فسون‌کند
به زمین‌تپم به فلک روم چه جنون ‌کنم‌که جنون‌ کند ۱

به فسانهٔ هوس طرب‌، تهی از خودیم و پر از طلب
چه دمد ز صنعت صفر نی به جز اینکه ناله فزون ‌کند ۲

به خیال‌ گردش چشم او چمنی‌ست صرف غبار من
که ز دور اگر نظرم‌کنی مژه‌ کار بوقلمون‌ کند ۳

ز جراحت دل ناتوان به خیال او ندهم نشان
که مباد آن کف نازنین به فسوس ساید و خون کند ۴

به چنین زبونی دست و دل‌، ز صنایع املم خجل
که سر خسی اگرش دهم به هزار خانه ستون کند ۵

کف پا عروج جبین شود، بن خاک عرش برین شود
شود آنچنان و چنین شود که علاج همت دوا کند ۶

نه فسانه‌ساز حلاوتی‌، نه ترانه مایهٔ عشرتی
به فسون ز پردهٔ‌ گوش ما چه امید پنبه برون‌ کند ۷

نزدم ز قسمت خشک و تر، به تردد هوس دگر
که نهال بخت سیاه اگر گلی آورد شبیخون کند ۸

چمن تحیر بیدلم‌که سحاب رشحهٔ خامه‌اش
به تأملی گهر افکند سر قطره‌ای که نگون کند ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۴۰۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۴۰۴ - شور اشکم‌ گر چنین راه تپش سر می‌کند
گوهر بعدی:غزل ۱۴۰۶ - باز مخمور است دل تا بیخودی انشا کند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.