هوش مصنوعی: این شعر به بیان احساسات عمیق و دردهای روحی شاعر می‌پردازد. او از دوری از معشوق، فقر، ناتوانی، حیرت و ناامیدی سخن می‌گوید. شاعر از تلاش‌های بی‌ثمر، ناکامی‌ها و رنج‌های زندگی خود می‌نالد و در نهایت به عجز و درماندگی خود اعتراف می‌کند.
رده سنی: 16+ متن دارای مضامین عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای مخاطبان زیر 16 سال ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند ناامیدی و درماندگی ممکن است برای سنین پایین تر سنگین باشد.

غزل ۱۴۱۴ - لاغری آن همه زین مرحله دورم افکند

لاغری آن همه زین مرحله دورم افکند
که به غربتکدهٔ دیدهٔ مورم افکند ۱

ذره تا مهر کس از فقر من آگاه نشد
خاک در چشم جهان پیکر عورم افکند ۲

چه توان کرد نفس گرم نجوشید به حرص
سردی آتش دل نان ز تنورم افکند ۳

پیش پا دیدن افسون تمیز بد و نیک
ذلّتی بود که از بام حضورم افکند ۴

علم بیحاصلی از سیر کمالم واداشت
آگهی آبله در پای شعورم افکند ۵

ذوق وصلی ‌که به امّید دلی خوش می‌کرد
«‌لن‌ترانی‌» شد و در آتش طورم افکند ۶

خواندم از گردش پیمانهٔ تحقیق خطی
که به ظلمتکدهٔ حیرت نورم افکند ۷

ناتوانی چو غبار از فلک آن سو می‌تاخت
طاقت خون شده در خاک به زورم افکند ۸

هیچ‌ کافر نشود محرم انجام نفس
واقف مرگ شدن زنده به‌ گورم افکند ۹

یارب از خاطر ناز تو فراموش شود
آن خیالات که از یاد تو دورم افکند ۱۰

سبب قید علایق ز خرد پرسیدم
گفت‌: در چاه همین فطرت‌ کورم افکند ۱۱

چرخ از پهلوی خاک این همه چیده‌ست بلند
عجز بیدل به جنونزار غرورم افکند ۱۲
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۲
کانال گوهرین در ایتا
۴۱۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۴۱۳ - حسن‌کلاه هوسی‌گر به تجمل شکند
گوهر بعدی:غزل ۱۴۱۵ - کلاه هرکه فلک بر سماک می‌فکند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.