هوش مصنوعی:
این شعر به بیان احساسات عمیق و اندوهگین شاعر میپردازد که از ناتوانی، شرم، و غم دوری از یاران رنج میبرد. تصاویری مانند شمع خمشده، سایههای ناپایدار، و اشکهای جاری، حس ضعف و درماندگی را تقویت میکنند. شاعر همچنین به مفاهیمی مانند توکّل، ظلم، و آیندهنگری اشاره میکند و در پایان، از خستگی و خجالت از گردون (جهان) سخن میگوید.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای مخاطبان زیر 16 سال ممکن است دشوار باشد. همچنین، لحن غمگین و اشاره به مفاهیمی مانند ناتوانی و ظلم، مناسب سنین بالاتر است.
غزل ۱۴۴۴ - قامت خمکز حیا سوی زمین رو میکند
قامت خمکز حیا سوی زمین رو میکند
فهم میخواهد اشارتهای ابرو میکند ۱
هر کجا باشیم در اندوه از خود رفتنیم
شمع ما سر بر هوا هم، سیر زانو می کند ۲
سایه و تمثال راکم نیستگر سنجی به باد
شرم خفت سنگ ما را بیترازو میکند ۳
چشم بند سحر الفت را نمیباشد علاج
دل گرفتار خود است و یاد گیسو میکند ۴
این چنین کز ناتوانیها شکستم دادهاند
گر رسد چینی به یادم نوحه بر مو میکند ۵
بسکه یاران در همین ویرانهها گم گشتهاند
میچکد اشکم ز چشم و خاک را بو میکند ۶
روز بازار تعین آنقدر مالوف نیست
خلق چون شب شد دکان در چشم آهو میکند ۷
ناتوانی هم به جایی میرسد، مردانه باش
سایه کار قاصد مطلب به پهلو میکند ۸
با توکّل کس نمیپرداخت گر میداشت شرم
دستگاه نعمت بیخواست بدخو میکند ۹
طبع ظالم در ریاضت مایل اصلاح نیست
تیغ را تدبیر خونریزی تنکرو میکند ۱۰
حالت از کف میرود در فکر مستقبل مرو
این خیال دورگرد آخر تو را، او میکند ۱۱
تاکجا بیدل ز گردون خجلتم باید کشید
اینکمان سخت، پر زورم به بازو میکند ۱۲
فهم میخواهد اشارتهای ابرو میکند ۱
هر کجا باشیم در اندوه از خود رفتنیم
شمع ما سر بر هوا هم، سیر زانو می کند ۲
سایه و تمثال راکم نیستگر سنجی به باد
شرم خفت سنگ ما را بیترازو میکند ۳
چشم بند سحر الفت را نمیباشد علاج
دل گرفتار خود است و یاد گیسو میکند ۴
این چنین کز ناتوانیها شکستم دادهاند
گر رسد چینی به یادم نوحه بر مو میکند ۵
بسکه یاران در همین ویرانهها گم گشتهاند
میچکد اشکم ز چشم و خاک را بو میکند ۶
روز بازار تعین آنقدر مالوف نیست
خلق چون شب شد دکان در چشم آهو میکند ۷
ناتوانی هم به جایی میرسد، مردانه باش
سایه کار قاصد مطلب به پهلو میکند ۸
با توکّل کس نمیپرداخت گر میداشت شرم
دستگاه نعمت بیخواست بدخو میکند ۹
طبع ظالم در ریاضت مایل اصلاح نیست
تیغ را تدبیر خونریزی تنکرو میکند ۱۰
حالت از کف میرود در فکر مستقبل مرو
این خیال دورگرد آخر تو را، او میکند ۱۱
تاکجا بیدل ز گردون خجلتم باید کشید
اینکمان سخت، پر زورم به بازو میکند ۱۲
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۲
۴۶۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۴۴۳ - ناتوانی باز چون شمعم چه افسون میکند
گوهر بعدی:غزل ۱۴۴۵ - ذوق فقر افسانهٔ اقبالکوته میکند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.