هوش مصنوعی: این شعر به مفاهیمی مانند وهم، ناپایداری هستی، تلاش بی‌ثمر، و حسرت گذشته می‌پردازد. شاعر از بی‌ثباتی زندگی، تلاش‌های بی‌نتیجه، و غلبهٔ وهم بر واقعیت سخن می‌گوید. همچنین، به ناامیدی از دستیابی به تعادل و آرامش در زندگی اشاره دارد.
رده سنی: 16+ محتوا شامل مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آن برای نوجوانان کم‌سن‌وسال دشوار بوده و ممکن است باعث سردرگمی شود. همچنین، برخی از مضامین مانند ناامیدی و حسرت نیاز به بلوغ فکری برای درک مناسب دارند.

غزل ۱۵۰۴ - نقش هستی جز غبار وهم نیرنگی نبود

نقش هستی جز غبار وهم نیرنگی نبود
چون سحر در کلک نقاش نفس رنگی نبود ۱

منحرف شد اعتدال از امتحان بیش و کم
در ترازویی که ما بودیم‌، پاسنگی نبود ۲

اینقدر از پردهٔ بی‌خواست توفان کرده‌ایم
ساز ما را با هزار آهنگ آهنگی نبود ۳

مقصد دل هر قدم چندین مراحل داشته است
عمرها شد گرد خود گشتیم و فرسنگی نبود ۴

هرکجا رفتیم پا در دامن دل داشتیم
سعی جولان نفس جز کوشش لنگی نبود ۵

نام از شهرت کمینی شد گرفتار نگین
یاد ایّامی که پیش پای ما سنگی نبود ۶

از فضولی چون نفس آوارهٔ دشت و دریم
ورنه دل هم آنقدرها خانهٔ تنگی نبود ۷

دل ز پرخاش خروسان جمع باید داشتن
تاجداری این تقاضا می‌کند جنگی نبود ۸

خاک را وهم سلیمانی به پستی داغ‌کرد
خوشتر از بر باد رفتن هیچ اورنگی نبود ۹

ذوق تمثال است کاین مقدار کلفت می‌کشیم
گر نمی‌بود آینه در دست ما زنگی نبود ۱۰

اینقدر وهمی که بیدل در دماغ زند‌ست
بی‌گمان معلوم شد کاین نسخه بی‌بنگی نبود ۱۱
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
کانال گوهرین در ایتا
۴۴۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۵۰۳ - ناله می‌افشاند پر در باغ ما بلبل نبود
گوهر بعدی:غزل ۱۵۰۵ - یکدو دم هنگامهٔ تشویش مهر و کینه بود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.