هوش مصنوعی: این شعر از بیدل دهلوی، با استفاده از تصاویر و استعاره‌های پیچیده، به بیان ناامیدی و پوچی در زندگی می‌پردازد. شاعر با اشاره به عناصر طبیعت مانند بلبل، گل، و سنبل که حضور واقعی ندارند، به بی‌معنایی و توهم (وهم) در جهان اشاره می‌کند. او از ناتوانی انسان در درک حقیقت و غرق شدن در تخیلات سخن می‌گوید و بر این نکته تأکید دارد که همه‌چیز ظاهری فریبنده دارد اما در باطن خالی از معناست.
رده سنی: 18+ این شعر دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است و درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی دارد. همچنین، استفاده از استعاره‌های پیچیده و مفاهیم انتزاعی مانند پوچی و وهم، برای مخاطبان جوان‌تر ممکن است دشوار باشد.

غزل ۱۵۰۳ - ناله می‌افشاند پر در باغ ما بلبل نبود

ناله می‌افشاند پر در باغ ما بلبل نبود
عبرتی بر رنگ عشرت خنده می‌زد گل نبود ۱

سیر این باغم نفس درپیچ وتاب جهد سوخت
موج خشکی داشت جوی آرزو سنبل نبود ۲

وضع ترتیب تعلق غیر دردسر نداشت
خوشه بند دانه ی زنجیر جز غلغل نبود ۳

رنگ حال هیچکس بر هیچکس روشن نشد
رونق این انجمن غیر از چراغ‌گل نبود ۴

زین خمستان هیچکس سرشار معنی برنخواست
جامها بسیار بود اما یکی پر مل نبود ۵

عالمی بر وهم رعنایی بساط ناز چید
موی چینی دستگاه طره و کاکل نبود ۶

پرده‌ها برداشتیم از اعتبارات غرور
در میان خواجه و خر حایلی جز جل نبود ۷

خلق بر خود تهمتی چند از تخیل بسته‌اند
ورنه سرو آزاد یا قمری اسیر غل نبود ۸

پیکر خاکی جهانی را غریق وهم ‌کرد
از سر آبی ‌که بگذشتیم ما جز پل نبود ۹

مستی اوهام بیدل بیدماغم ‌کرد و رفت
فرصتی می‌زد نفس در شیشه‌ها قلقل نبود ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
کانال گوهرین در ایتا
۴۳۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۵۰۲ - شب که جز یأس به کام دل مأیوس نبود
گوهر بعدی:غزل ۱۵۰۴ - نقش هستی جز غبار وهم نیرنگی نبود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.