هوش مصنوعی: این شعر از بیدل، شاعر بزرگ فارسی‌زبان، سرشار از مضامین عاشقانه، فلسفی و عرفانی است. شاعر از درد عشق، فراق و ناپایداری دنیا سخن می‌گوید و با تصاویر زیبا و استعاره‌های عمیق، احساسات خود را بیان می‌کند. مفاهیمی مانند مرگ، هلاکت، تباهی، گذر زمان و بی‌ثباتی دنیا در این شعر به چشم می‌خورند.
رده سنی: 16+ مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از تصاویر و استعاره‌ها مانند مرگ، هلاکت و تباهی ممکن است برای کودکان مناسب نباشد.

غزل ۱۵۲۶ - گر چنین اشکم ز شرم پرگناهی می‌رود

گر چنین اشکم ز شرم پرگناهی می‌رود
همچو ابر از نامه‌ام رنگ سیاهی می‌رود ۱

بی‌جمالت جز هلاک خود ندارم در نظر
مرگ می‌بیند چو آب از چشم ماهی می‌رود ۲

سعی قاتل را تلافی مشکل است از بسملم
تا به عذر آیم زمان عذرخواهی می‌رود ۳

لنگر جمعیت دل در شکست آرزوست
موج چون ساکن شد ازکشتی تباهی می‌رود ۴

از هوسهای سری بگذر که در انجام کار
شمع این محفل به داغ بی‌کلاهی می‌رود ۵

گیر و دار اوج دولتها غباری بیش نیست
بر هوا چون گردباد اورنگ شاهی می‌رود ۶

تیره‌بختی هم شبستان چراغان وفاست
داغ تا روشن شود زیر سیاهی می‌رود ۷

کیست گردد منکر گل کردن اسرار عشق
رنگها اینجا به سامان گواهی می‌رود ۸

ای نفس پیش از هوا گشتن خروشی ساز کن
فرصت عرض قیامت دستگاهی می‌رود ۹

شمع تصویرم، مپرس از درد و داغ حسرتم
اشک من عمریست ناگردیده راهی می‌رود ۱۰

بیدل انجام تماشا محو حیرت گشتن است
این همه سعی نگه تا بی‌نگاهی می‌رود ۱۱
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
کانال گوهرین در ایتا
۴۲۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۵۲۵ - بعد ازینت سبزه خط در سیاهی می‌رود
گوهر بعدی:غزل ۱۵۲۷ - شوق موسی نگهم رام تسلی نشود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.